ومراد از دعوت كننده حضرت خاتم رسالت واز رعايت كننده جناب شاه ولايت عليهما السّلام است ، پس استجابت نمائيد دعوت كننده را ، ومتابعت كنيد رعايت نماينده را ، پس بتحقيق كه غوطه ور شدند مخالفان آن داعى وراعى در درياى فتنها ، وأخذ نمودند بدعتها نه سنّتها را ، ومنقبض شدند مؤمنان ، وناطق شدند گمراهان وتكذيب كنندگان .
ما أهل بيت لباس مخصوص پيغمبر خدائيم وأصحاب پسنديدهء حضرت مصطفى وخزينه داران علم ربّ العزّة ودرهاى مدينه علم وحكمت ، وداخل نمىتوان شد بخانها مگر از درهاى آنها ، پس هر كه بيايد بخانها از غير درهاى آن ناميده شود دزد وسارق .
بعض ديگر از اين خطبه باز در فضايل آل رسول عليه وعليهم السّلام است مىفرمايد در حق ايشانست آيات كريمهء قرآن ، وايشانست خزينهاى رحمان ، اگر گويا بشوند راست مىگويند ، واگر ساكت شوند كسى نمىتواند سبقت نمايد بر ايشان ، پس بايد راست بگويد طالب آب وگياه بأهل خود ، وبايد كه حاضر سازد عقل خود را ، وبايد كه بشود از ابناي آخرت ، پس بدرستى كه أو از آخرت كه عالم لاهوتست آمده بسوى عالم ناسوت ، وبسوى آخرت برگشت أو خواهد شد .
پس كسى كه نظر كند بقلب خود وعمل كننده باشد به بصيرت خود ميباشد ابتداء عمل أو اين كه بداند آيا عمل أو ضرر دارد بر أو يا منفعت دارد مر أو را ، پس اگر نافع باشد أو را اقدام مىكند در أو ، واگر مضر باشد خوددارى مىنمايد از أو پس بدرستي كه عمل كننده بغير علم مثل سير كننده است بر غير راه راست پس زيادة نمىكند دورى أو از راه مگر دورى از مقصود أو را ، وعمل كننده بعلم مثل سير كننده است بر راه روشن ، پس بايد كه نظر كند نظر كننده آيا سير كننده است أو يا رجوع نماينده است وبدانكه بدرستى هر ظاهري را باطني است بر طبق أو پس آنچه كه پاكيزه است ظاهر أو پاكيزه است باطن أو ، وآنچه كه خبيث است ظاهر أو خبيث
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 254
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٢٥٤