مخالفت آن غضب مىكند .
اينست كه هيچ نفع نمىبخشد بنده را اگر چه بمشقت اندازد نفس خود را وخالص نمايد فعل خود را اين كه خارج بشود از دنيا در حالتي كه ملاقاة كند پروردگار خود را با يك خصلت از اين خصلتهاى ذميمه در حالتي كه توبه ننموده باشد از آن : آنكه شرك آورد بخدا در آنچه كه واجب نموده است بر أو از عبادت خود ، يا شفا بدهد غيظ خود را با هلاك كردن نفس خود ، يا اقرار كند بكارى كه ديگرى أو را نموده ، يا خواهش روا كردن حاجتي نموده باشد بسوى خلق با اظهار بدعت در دين خود ، يا ملاقاة كند مردمان را بدو روئى ونفاق ، يا مشى كند در ميان ايشان با دو زباني وعدم وفاق درك كن وبهم اين مثل را كه خواهم زد از براي تو پس بدرستى كه مثل دليل است بر مشابه خود ، وآن مثل اينست كه : چهار پايان قصد آنها شكمهاى آنهاست ، وبدرستى كه درندگان قصد ايشان ستم وعدوانست ، وبدرستى كه زنان قصد ايشان زينت زندگاني اين جهان وفساد كردنست در آن ، بدرستى كه مؤمنان متواضعانند ، بدرستى كه مؤمنان ترسندگانند از غضب پروردگار ، بدرستى كه مؤمنان خائفند از سخط آفريدگار ، اللَّهمّ وفّقنا بمحمّد وآله الأطهار
ومن خطبة له عليه السّلام
وهى المأة والثالث والخمسون من المختار في باب الخطب وفيه فصلان
الفصل الأول
وناظر قلب اللَّبيب ، به يبصر أمده ، ويعرف غوره ونجده ،
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 228
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٢٢٨