سلامت ايشان ، ومختلف مىشود خواهشات وقت هجوم آن فتنه ، وملتبس مىشود رأيها نزد ظهور آن فتنه ، هر كس مقابله گرى نمايد آن را مىشكند وهلاك مىسازد أو را ، وهر كس سعى كند در اسكات آن بر مىكند ونابود نمايد أو را .
بگزند وآزار رسانند مردمان آن زمان يكديگر را در آن فتنه مثل آزار رساندن حمارهاى وحشى يكديگر را در رمه ، بتحقيق كه مضطرب شد ريسمان بستهء اسلام ، وپوشيده شد روى صلاح كار ، ناقص مىشود در آن فتنه حكمت ومعرفت وناطق مىشود در آن ستمكاران ، وبكوبد آن فتنه أهل باديه را با منحت وتيشهء خود وخورد ومرد كند ايشان را با سينهء خود ، وضايع مىشود در غبار آن فتنه تنها روندگان ، وهلاك گردد در راه آن فتنه سوارگان .
وارد شود به تلخترين قضاى الهى ، وبدوشد خونهاى تازه را ، وخراب مىكند منارهاى دين را ، ودرهم شكند كوههاى يقين را ، بگريزند از آن فتنه صاحبان عقل وكياست ، وتدبير كنند آن را صاحبان پليدى ونجاست ، بسيار صاحب رعد وبرقست وكشف كننده است از شدّت ، قطع مىشود در آن فتنه رحمها ، ومفارقت مىشود بر آن از دين اسلام ، برائت كننده از آن فتنه ناخوش است ، وكوچ كنندهء آن مقيم است .
از جملهء فقرات آن خطبه است در وصف حال مؤمنان آن زمان مىفرمايد : ايشان در ميان كشته شده است كه خونش هدر رفته ، وترسندهء كه طلب أمان مىكند ، فريب داده مىشوند با سوگندهاى بسته شدهء دروغى ، وبا ايمانى كه از روى فريب وغرور است ، پس نباشيد علامتهاى فتنها ونشانهاى بدعتها ، ولازم شويد به آنچه كه بسته شده بآن ريسمان اجتماع وايتلاف كه عبارتست از قواعد شريعت وبر آنچه كه بنا شده بر آن ركنهاى طاعت وعبادت ، واقدام كنيد بر خدا در حالتي كه مظلوم هستيد ، واقدام نكنيد بر أو در حالتي كه ظالم باشيد ، وبپرهيزيد از راههاى شيطان واز محلهاى طغيان وعدوان ، وداخل نكنيد در شكمهاى خودتان
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 171
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٧١