وطلب يارى ميكنم از حضرت ربّ العالمين بر عبادات وطاعات كه محلّ طرد وزجر شيطان لعين است ، وبر محفوظ شدن از معاصي وسيئات كه ريسمانهاى صيد آن ملعون وأسباب مكر وخدعهء آن نابكار است ، وشهادت مىدهم باين كه نيست خدائى جز خداى متعال در حالتي كه تنها است شريك نيست مر أو را ، وشهادت مىدهم باين كه محمّد بن عبد الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم بندهء پسنديده وپيغمبر اوست وبرگزيده ومختار اوست برابر كرده نمىشود فضل أو ، وجبران نمىشود فقدان أو ، روشن شد بوجود شريف آن بزرگوار شهرها بعد از گمراهى ظلمانى ونادانى غالب وغلظت غليظهء طبايع در حالتي كه مردمان حلال مىشمردند محرمات را ، وخوار مىشمردند صاحب حكمت ومعرفت را زندگانى مىكردند در زمان انقطاع پيغمبران ، ومىمردند بر كفر وطغيان .
پس از آن بدرستى كه شما أي جماعت عرب نشانهاى بلا هستيد كه نزديك شده ظهور آن ، پس پرهيز كنيد از مستيهاى نعمتها ، وحذر نمائيد از دواهي عذاب ، وتوقّف كنيد در غبار ظلمة شبهه ودر كجى فتنه در وقت ظهور وبروز باطن وكمون آن فتنه ، وهنگام استقامت قطب ودوران آسياى آن در حالتي كه ظاهر مىشود آن فتنه در جهاى پنهان ، وباز گردد بشناعت آشكار ، نشو ونماى آن مثل نشو ونماى جوانست ، وأثرهاى آن مثل اثرهاى سنگها است ، ارث مىبرند از يكديگر آن فتنه را ظالمان با عهود وپيمان ، يعنى هر يكى ديگرى را وليّ عهد خود مىسازد .
اوّل ايشان پيشواى آخر ايشانست ، وآخر ايشان اقتدا كننده است بأوّل ايشان ، تعارض مىكنند در دنياي پست وبىمقدار ، وخصومت مىكنند بر جيفهء گنديدهء مردار ، وبعد از زمان قليل تبرّى مىكند تابع از متبوع ، ومقتدا از پيشوا پس پراكنده شوند از يكديگر بعداوت ودشمنى ، ولعنت كنند بيكديگر هنگام ملاقاة .
پس از آن مىآيد طلوع كننده فتنهء كثير الاضطراب ، وشكنندهء تند رونده ، پس ميل بباطل مىكند قلبها بعد از استقامت آنها ، وگمراه مىشوند مردمان بعد از
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 170
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٧٠