تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
ومصاحبة الأبرار ( فكونوا منها على أو فاز ) وعجلة ( وقربوا الظهور ) والرّكاب ( للزّيال ) والمفارقة . قال الشّارح المعتزلي أمرهم أن يكونوا فيها على سرعة في قطع عقباتها وعجّل في الارتحال عنها ، لأنّ التّأنّي فيها يستلزم الالتفات إلى لذاتها والغفلة عن المقصد الحقّ ، واستعار له لفظ الظهور وهى الرّكاب مطايا الآخرة وهي الأعمال الصّالحة وتقريبها للزّيال هو العناية بالأعمال المقرّبة إلى الآخرة المستلزمة للبعد عن الدّنيا والاعراض عنها ومفارقتها .

الترجمة

از جمله خطب آن بزرگوار ومقتداى أخيار است : حمد ميكنم معبود بحق را بر اين كه أخذ فرمود وعطا نمود ، وبر اين كه امتحان كرد با خير وشر خبير است بهر أمر پنهان ، وحاضر است مر هر سرّ نهان را ، عالم است به آن چه پوشيده است آن را سينها ، وبر آنچه خيانت ميكند در آن چشمها ، وشهادت مىدهيم كه نيست معبودى غير از أو ، وأين كه محمّد بن عبد اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله برگزيدهء اوست وفرستاده شدهء اوست ، چنان شهادتي كه موافقت نمايد در آن ظاهر وباطن ، وقلب با زبان . بعض ديگر از فقرات خطبه اينست كه فرموده : پس بدرستى كه آن حقيقت است نه بازيچه ، وراست است نه دروغ ، ونيست آن مگر مرگ در حالتي كه شنوانيد خوانندهء خود را ، وشتابانيد رانندهء خود را ، پس مغرور وفريفته ننمايد ترا سياهى مردمان وكثرت ايشان از اصلاح حال تو ، وحال آنكه بتحقيق ديدي تو كسى را كه بود پيش از تو از آن كسى كه جمع كرد مال را وترسيد از افتقار وپريشاني ، وأيمن شد از عواقب أمور بجهة درازي آرزو ، وبعيد شمردن أجل چگونه فرود آمد باو مرگ پس بر كند أو را از وطن مألوف خود وبگرفت أو را از محلّ أمن خود در حالتي كه برداشته شده بود بر چوبهاى