در زماني كه زيادة نمىشود نيكوئى در آن مگر إدبار أو ، ونه بدى مگر إقبال آن ، ونه شيطان لعين در هلاك مردمان مگر طمع أو ، پس اين زمان زماني است كه قوّت يافته ذخيرهء مهيا شدهء آن لعين ، وفرا گرفته است كيد ومگر أو غالب خلق را ، ودست داده است شكار أو بگردان نظر خود را هر جا كه مىخواهى از مردمان ، پس نمىبينى مگر فقير كه مىكشد رنج وتعب فقر را ، يا غنيّ كه بدل نموده نعمت خدا را بكفران ، يا بخيلى كه أخذ نموده بخل بحقّ خدا را از كثرت مال ، يا گردنكشى كه گويا در گوش أو از شنيدن موعظها سنگينى وگره است ، كجايند أخيار شما وصالحين شما وآزاد مردان شما وسخيان شما وكجايند كساني كه پرهيزكار بودند در كسبهاى خودشان ، ودو روى مىجستند از شبه باطله در مذهبهاى خودشان آيا رحلت نكردند همگى ايشان از اين دنياي پست وبىمقدار ، واز اين شتاب كنندهء كدورت آميز واپس گذاشته نشده أيد مگر در پست وبد مردمان كه بهم نمىآيد بمذمت ايشان لبها بجهت حقير شمردن قدر ايشان ، وبجهت اظهار رفعت از ذكر ايشان پس بدرستى كه ما بندگانيم خداوند تعالى را وبتحقيق كه ما بسوى أو رجوع خواهيم كرد ، ظاهر گرديد فساد در ميان عباد ، پس نيست انكار كنندهء معاصي تغير دهنده عمل قبيح خود را ، ونه منع كنندهء از قبايح باز دارندهء خود از معصيت ، آيا پس باين حال مىخواهيد مجاور باشيد خدا را در سراى پاكيزهء أو ، وبشويد عزيزترين دوستان أو در نزد أو ، چه دور است اين آرزو ، فريب داده نمىشود خداى متعال از بهشت خود ، ودرك نمىشود خوشنودى أو مگر بطاعت أو ، لعنت كند خدا امر بمعروف كنندگانى كه ترك كننده آن معروف باشند ، ونهى كنندگان از منكر كه عمل كننده باشند بآن منكر .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 235
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٢٣٥