وبيت المال وخراج گرفتن زمين را ، وحكم نمودن در ميان مسلمانان ونظر كردن در حقهاى طلب كنندگان حقوق را ، بعد از آن خارج شوم در طايفه از لشكر كه متابعت نمايم طايفهء ديگر را ، جنبش نمايم مثل جنبش نمودن تير بىپر در تيردان خالى از تير ، وجز اين نيست كه من مثل قطب آسيا هستم كه مىگردد آن آسيا بر من ومن در جاى باشم ، پس هنگامى كه من جدا شوم از آن متحيّر وسرگردان شود دوران آن ، ومضطرب گردد سنگ زيرين آن . اين كه شما مىگوئيد قسم بخدا بد رأيي است وانديشه كج است ، وبخدا سوگند اگر نبود اميدوارى من بشهادت در حين ملاقاة دشمن اگر مقدر بشود از براي من ملاقاة آن هر آينه نزديك مىگردانيدم شتر سواري خود را بعد از آن رحلت مىكردم از شما پس طلب نمىكردم شما را أبدا مادامى كه اختلاف دارند باد جنوب وشمال در حالتي كه هستيد طعن نمايندگان مردمان ، عيب جويندگان ، برگردندگان از راه حق ، ترسندگان ، وبدرستى هيچ منفعتى نيست در كثرت عدد وشماره شما با وجود كمي اجتماع قلبهاى شما ، هر آينه بتحقيق كه حمل نمودم شما را بر راه روشن وآشكار كه هلاك نمىشود بر آن مگر هلاك شونده گمراه ، كسى كه مستقيم شد بر آن راه پس رجوع آن بسوى بهشت است ، وكسى كه لغزيد از آن راه پس بازگشت آن بسوى آتش است . قال الشارح المحتاج إلى غفران الله تعالى ورحمته ، المتوسل إلى الله سبحانه برسول الله وعترته سلام الله عليه وعليهم ما اختلف الليل والنهار والجنوب والشمال : هذا هو المجلد الثالث ( 1 ) من مجلَّدات شرح النهج ، قد يسّر الله اتمامه وأحسن بالخير ختامه ، ويتلوه انشاء الله سبحانه المجلَّد الرّابع ، وهذه هي النسخة الأصل التي كتبتها بيميني ، والمرجّو من الله سبحانه أن يبثها في صحايف الحسنات ، ويجعلها ممحاة للسّيئآت بفضله الواسع ، وكرمه السّابغ ، وبمحمّد وآله الطاهرين ، وكان الفراغ سلخ شهر ذي القعدة الحرام 1306
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 108
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٠٨
هامش
( 1 ) هذا على حسب تجزأة المصنف قدس سره كما في الطبعة الأولى .