تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
نمود آنها را از جاهائى كه واضح وروشن بود حليّت آن ، واز جاهاى شبهه ناك آنها بتحقيق كه لازم شد أو را گناههاى جمع آورى آنها ، ومشرف شد بر مفارقت آنها باقي ماند آنها از براي پس ماندگان أو در حالتي كه منعم ميشوند بر آنها ، ومتمتع مىباشند به آنها ، پس باشد گوارائى آن أموال از براي غير أو ، وبار گران ووزر وبال آنها بر پشت أو ، وحال آنكه آن مرد بسته شده گروهاى أو بسبب آن مالها ، پس أو گزد دندان خود را از روى ندامت وپشيمانى بر آنچه كه ظاهر شد باو در حين مرگ از امر خود ، وترك رغبت ميكند در آنچه كه راغب بود در آن در مدّت عمر خود ، وآرزو ميكند اين كه كاشكى آن شخصي كه غبطه مىنمود باو بسبب آن أموال وحسد مىبرد بر أو در آنها آن شخص حيازت نمودى وجمع مىكردى آنها را نه أو . پس هميشه مرگ ثابت بود مبالغه مىكرد در بدن أو تا آنكه آميخته شد بقوّهء ناطقهء أو سامعهء أو ، پس گرديد در ميان أهل خود بحيثيتى كه قادر نبود سخن بگويد با زبان خود ، ونه بشنود با گوش خود در حالتي كه گرداند چشم خود را بنگاه كردن در رويهاى ايشان ، بيند حركتهاى زبانهاى ايشان را ، ونمىشنود ترديد سخنان وجواب باز دادن ايشان را . پس از آن زيادة مىشود مرگ در حيثيّت چسبيدن باو ، پس أخذ كند چشم أو را همچنان كه قبض نمود گوش أو را ، وخارج شود روح از تن أو ، پس گردد جيفه ومردارى در ميان أهل خود در حالتي كه وحشت كنند از جانب أو ودورى جويند از نزديكى أو ، وموافقت نمىكند گويندهء خود را ، وجواب نمىتواند بدهد برخوانندهء خود . پس از آن بردارند أو را بسوى منزل أو در زمين پس سپارند أو را در آن منزل بعمل خودش وبريده شوند از زيارة كردن أو . شارح فقير كثير التقصير مىگويد كه مخفى نماند كفايت اين كلام بلاغت نظام در مقام وعظ وتذكير وانذار وتحذير وهدايت سرگشتگان باديه ضلالت
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 356 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي