تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
في الحرب ، ثم قتل الماسورين منهم صبرا ، فحصد القائم قتل المحاربة ، وحطم الحصيد القتل صبرا ، وهكذا وقعت الحال مع عبد اللَّه بن عليّ وأبي العبّاس السّفاح . وقيل : التفافهم كناية عن جمعهم في موقف الحساب أو طلب بعضهم مظالمهم من بعض ، وحصدهم عن ازالتهم عن موضع قيامهم أي الموقف وسوقهم إلى النّار ، وحطمهم عن تعذيبهم في نار جهنم ، واللَّه العالم بحقايق الكلام .

الترجمة

از جملهء خطب ديگر است كه متضمّن اخبارات غيبيه است ومشتمل ميباشد بر ذكر واقعه هاى عظيمه مىفرمايد : خداوند تعالى أولى است پيش از هر أوّل وآخرى است بعد از هر آخر ، بمقتضاى أوّل بودنش واجبست كه نبوده باشد هيچ أوّل مر أو را ، وبمقتضاى آخر بودنش واجبست كه نبوده باشد هيچ آخر مر أو را وشهادت مىدهم آنكه نيست هيچ معبودى بحق غير از واجب الوجود بالذات چنان شهادتي كه موافقت نمايد در أو باطن با ظاهر وقلب با زبان . اى مردمان بايد كه باعث نشود شما را عداوت ومخالفت من بر تكذيب من ، ومتحيّر نگرداند شما را نافرماني كردن با من ، وميندازيد ديدها را بيكديگر نزد شنيدن اخبار غريبه از من ، پس قسم بحق آن كسيكه شكافت دانه را وخلق فرمود انسان را بدرستى كه آنچه خبر مىدهم شما را بآن اخذ شده است از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم دروغ نگفته رساننده آن خبر كه عبارتست از پيغمبر ، وجاهل نبوده شنوندهء آن كه عبارتست از نفس نفيس خود . گويا كه نگاه ميكنم بمردى كه متصف است بنهايت گمراهى كه بأنك زده در شام ، ومنزل أخذ ميكند بعلمهاى خودش در أطراف كوفه ، پس هرگاه كه گشوده شود دهان أو ، وسخت شود ، دهنهء لجام أو ، وگران شود در زمين گام زدن أو ، بگزد فتنه پسران خود را بدندانهاى خود ، وموج زند جنك بموجهاى خود ، وظاهر مىشود از روزها بسيارى عبوس وترش روئى أو ، واز شبها أثرهاى جراحت أو .