آگاه باشيد كه بدترين گفتار دروغ است وبدرستى آن بد بنياد حرف مىزند پس دروغ مىگويد ووعده مىدهد پس خلف وعده ميكند ، وسؤال ميكند پس اصرار مىنمايد در سؤال ، وسؤال كرده مىشود پس بخل مىورزد از قضاء آمال ، وخيانت ميكند در عهد وپيمان ، وقطع رحم ميكند از خويشان ، پس اگر واقع شود آن بد خصال در نزد قتال وجدال پس چه بزرگ نهى كننده است وامر نماينده مادامى كه شمشيرها شروع نكرده اند در محل شروع خود .
يعنى ما دامى كه نايره حرب مشتعل نشده است دعوى سر كردگى ميكند ومشغول امر ونهى مىشود ، پس چون زمان ضرب وشست رسيد وشجاعان روزگار مشغول كارزار گرديد ميباشد بزرگترين حيله آن با تزوير اين كه بذل كند بمردمان دبر خود را وباين واسطه وتدبير از دم شمشير آبدار نجات يابد چنانچه در جنگ صفين امام عالميان قصد آن بدبخت بىدين را نمود واو خودش را از أسب بزمين انداخت وآن مردود ابتر علاجى از مرگ بغير از كشف از قبل ودبر خويش نيافت پس آن معدن حيا وعفت از سوئت آن بدبخت رو بتافت وبازگشت .
پس مىفرمايد آگاه باشيد بخدا سوگند كه بازميدارد مرا از بازى كردن ذكر موت ، وبازميدارد ابن نابغة را از گفتار حق فراموشى آخرت ، وبدرستى كه آن بيعت نكرد بمعاويه تا اين كه شرط كرد از براي وى كه عطا كند باو عطاء قليلي وببخشد أو را بر ترك دين رشوت حقيرى كه عبارت باشد از حكومت دو روزهء مصر .
ومن خطبة له عليه السّلام وهى الرابعة والثمانون من المختار في باب الخطب
وأشهد أن لا إله إلَّا الله وحده لا شريك له ، الأوّل لا شيء قبله والآخر لا غاية له ، لا تقع الأوهام له على صفة ، ولا تعقد القلوب منه
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 112
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١١٢