تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
آن حضرت فرمود : كه اين سخن سخن حقي است كه اراده شده به آن أمر باطل بلى بدرستى كه هيچ حكمي نيست مگر خداى را ولكن اين جماعت مقصودشان از اين سخن اين است كه هيچ امارت نيست در ميان مردمان وحال آنكه اين حرف بي وجه است از جهت اين كه ناچار است مردم را از أميري نيكوكار يابد كار تا اين كه عمل كند در زمان امارت أمير نيكوكار مؤمن پرهيزكار به أو امر ونواهي پروردگار ، ولذت بر دارد در زمان أمير فاجر منافق وكافر ، وتا برساند خداى تعالى در امارت آن أمير مردمان را بمنتهاى زمان وجمع شود به وجود آن أمير غنيمت ، وقتال كرده شود بواسطهء أو با دشمنان ، وآسوده شود بسبب أو راههاى بيابان ، وگرفته شود به عدالت أو حق ضعيف بيچاره أز صاحب قوة با شوكت تا آسوده وراحت شود نيكوكار وراحتى يافته شود از شرير روزگار . سيد مرحوم گفته در روايت ديگر وارد شده كه آن حضرت زماني كه شنيد لا حكم إلا للَّه گفتن خارجيان را فرمود : كه حكم خداوند را انتظار مىكشم در حق شما كه حلول وقت قتل ايشان بود وفرمود آن حضرت كه أما أمارت نيكو پس عمل مىكند در آن پرهيزكار وأما أمارت بد پس تمتع يابد در آن تبه كار تا آنكه منقطع شود وبنهايت برسد مدت عمر أو در زمان ، ودر يابد واداراك نمايد أو را مرگ ناگهان ، واللَّه أعلم بسرّ كلامه عليه السّلام . ومن خطبة له عليه السلام وهى الاحدى والأربعون من المختار في باب الخطب وقد رواها المحدّث المجلسي في البحار من كتاب مطالب السؤول لمحمد بن طلحة قال : ومن خطبه عليه السّلام الحمد للَّه وإن أتى الدّهر بالخطب الفادح والحدث الجليل ، فانّه لا ينجو من الموت من خافه ولا يعطى البقاء من أحبه ألا و