تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
قدس اللَّه وبارك عليه ، فقال لها تكلَّمي ما فضلك اللَّه ، فقالت : أنا أرض اللَّه المقدسة المباركة ، الشّفاء في تربتي ومائي ولا فخر بل خاضعة ذليلة لمن فعل بي ذلك ولا فخر على من دونى بل شكر اللَّه ، فأكرمها وزادها بتواضعها وشكرها للَّه بالحسين عليه السّلام وأصحابه ، ثم قال أبو عبد اللَّه عليه السّلام : من تواضع للَّه رفعه اللَّه ومن تكبّر وضعه اللَّه . والحمد للَّه على حسن توفيقه لشرح الخطبة الأولى ومنه أسأل التّوفيق لشرح الخطبة الآتية بحقّ محمّد وعترته الطاهرة . الترجمة وواجب گردانيد حق تعالى بر شما حج خانه خود را كه حرام است بر مشركين داخل شدن أو ، چنان خانهء كه گردانيده است آنرا قبلهء خلقان در حالتي كه وارد ميشوند بر آن با ازدحام مثل وارد شدن حيوانات بر آب در وقت تشنگى ، وشايق ميشوند بسوى آن مثل اشتياق كبوتران حرم بآشيان خودشان ، گردانيد خداوند آن خانه را علامت ونشانه بجهت فروتنى وتواضع آنها مر بزرگوارى وعظمت خود را ، وبجهة اعتقاد ويقين آنها مر عزّت وسلطنت أو را ، وپسنديد از خلق خود شنوندگان كه أجابت كردند بجهة أو دعوت أو را ، وتصديق نمودند از براي أو كلمهء تامهء أو را ، وبايستادند ايشان در جاى ايستادن أنبياء مرسلين ، ومتشبه شدند بملائكة مقرّبين كه طواف كنندگانند بر عرش رب العالمين در حالتي كه جمع آورى ميكنند ايشان سودها ومنفعتها در تجارتگاه پرستش أو ، ومىشتابند وسرعت ميكنند بر وعدگاه آمرزش أو گردانيد آن خانه را خداوند نشانه وعلامت از براي دين اسلام ، وحرم ومأمن بجهة پناه برندگان ، واجب نمود حج آنرا ولازم گردانيد حقّ آن را ومتحتم فرمود آمدن آن را بجهة كسب فيض وسعادت پس فرمود ، مر خداى راست بر بندگان حج بيت الحرام هر كسى كه تمكن داشته باشد بسوى أو از حيثيت راه ، وهر كس كافر باشد يعنى ترك حج نمايد پس به تحقيق خداوند ملك منّان غني وبىنياز است از همه عالميان يعنى امر فرمودن خداوند ايشان را بعبادت نيست بجهة افتقار وحاجت بلكه بجهة وجود مصلحتست