آن ، چنانكه شاعر گفته :
سخنها را بدستور خردمند
بوجهي خوب بايد داد پيوند
وبسا مىآيد در ضمن آنچه كه اختيار كردم آنرا از اين مذكورات فصلهاى بي انتظام ، وكلامهاى نيكوى بىمناسبت ، بجهت اين كه من مىآورم نكته هاى لطيفه ، وكلمات پسنديدهء درخشنده ، ومقصود من ترتيب وانتظام نيست .
واز جمله عجائب وغرائب خصال آن حضرتست كه منفرد شده بآن ، وأيمن شده از شراكت ديگران در آن ، اين است كه كلام أو كه وارد شده در زهد وموعظه ها ودر مقام تذكير آخرت ومنع از منكرات اگر تأمّل نمايد آنرا تأمّل كنندهء ، وتفكر كند در آن فكر نمايندهء ، وبر كند از قلب خود اين را كه اين كلام كلام مثل اوست ، از كسى كه عظيم القدر ونافذ الامر است ، ومحيط است سلطنت أو بجميع مردمان ، عارض نشود أو را شك وشبهه در اين كه اين كلام از كلام كسى است كه هيچ حظى نيست أو را در غير زهادت وترك دنيا ، وهيچ شغلى نيست مر أو را بجز عبادت خدا ، در حالتي كه سر فرو برده ومنزوى شده در كنار خانه ، يا از مردم بريده وكناره جوئى نموده در دامن كوهى ، در حالتي كه نمىشنود مگر حسّ وحركت خود را ، ونمىبيند مگر شخص خود را ونزديك نيست يقين نمايد آن متأمّل باين كه اين كلام كلام كسى است كه فرو رفته در درياى قتال ، در حالتي كه كشنده باشد شمشير خود را از غلاف ، پس بزند گردنهاى كفّار را ، وبيندازد شجاعان را بر زمين ، وبرميگردد با آن شمشير در حالتي كه سيلان ميكند از خون وروان مىسازد روحها را ، وحال آنكه آن امام با اين حالت زاهدترين زهاد است ، وشريفترين ابدال واوتاد .
وأين فضيلت از جمله فضائل عجيبه وخصايص لطيفه آن بزرگوار است ، كه جمع نموده با آن ميان اضداد ومتباينات را ، وپيوند داده ميان متفرّقات ومختلفات را .
وأكثر أوقات مذاكره مىكنم با برادران ديني باين فضيلت ، واستخراج