تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
وبا وجود اين پس بتحقيق پيشى گرفت أو وتقصير كردند ايشان ، وتقدّم يافت أو ، وپس افتادند ايشان ، زيرا كه كلام آن امام عليه السلام كلامي است كه بر أو اثر جمالى است از علم پروردگار ، ودر اوست عطرى از كلام نبي مختار ، پس أجابت كردم مسألت ايشان را ومتوجه شدم بابتدا كردن باين كتاب در حالتي كه عالم بودم به آن چه كه در اين كتابست از منفعت بزرك وذكر جميل مشهور واجر ذخيرة شده ، وقصد كردم بآن كتاب كه بيان واظهار نمايم از بزرگى قدر ومنزلت أمير المؤمنين عليه السلام در اين فضيلت بلاغت وفصاحت در حالتي كه علاوة بود اين فضيلت بمحاسن كثيره وفضايل وافره ، واظهار نمايم از اين كه آن حضرت منفرد شده است برسيدن منتهاى اين فضيلت از همه گذشتگان در سابق أزمان ، همچنان كساني كه منقول نمىشود از ايشان از آن فضيلت مگر اندكى كه نادر باشد ، ومگر شاذى كه رمنده وتنهاست . وأمّا كلام معجز نظام آن حضرت پس آن دريائيست بىپايان كه بآن فخر فروشى نمىشود ، ومعظمى است كه قابل معارضه ومباراة نيست ، واراده كردم كه گوارا باشد بجهت من مثل زدن در افتخار نمودن بسبب رسيدن سلسلهء نسب من بآن امام عاليمقام عليه السلام ، با قول فرزدق شاعر كه گفته در مقام مفاخرت بجرير شاعر ( أولئك آبائي اه ) يعنى ايشانست پدران من پس بياور براي من مثل ومانند ايشان را زماني كه جمع كند ما را اي جرير مجمعها ومحفلها . الفصل الثالث ورأيت كلامه عليه السّلام يدور على أقطاب ثلاثة ، أوّلها الخطب والأوامر ، وثانيها الكتب والرّسائل ، وثالثها الحكم والمواعظ ، فأجمعت بتوفيق اللَّه تعالى على الابتداء باختيار محاسن الخطب ، ثمّ محاسن الكتب ، ثمّ محاسن الحكم والأدب ، مفردا لكلّ صنف
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 275 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي