( 1 ) پس از آن ، جام نقرهاى نزد عدهاى از اهل مكه ديده شد . ورثه از آنها پرسيدند كه جام را از كجا آوردهايد ؟ گفتند : از تميم دارى و عدى بن زيد خريدهايم . به دنبال آن ، دو تن از اولياى مسلمان فوت شده ، به خدا قسم خوردند كه اين جام ، همان جام ميّت ما است و شهادت ما از شهادت آن دو مرد نصرانى به حق نزديكتر است و شهادت الهى را كتمان نمىكنيم ، كه اگر چنين باشيم از گناهكاران خواهيم بود .
به دنبال اين قسم ، جام را گرفتند و سپس آيات فوق براى تنفيذ و تصويب حكم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شد . « 1 » و ظاهر خبر چنين مىرساند كه اين اتفاق در زمان حجة الوداع در مكه رخ داده است .
آيات بعدى كه در آنها حكايت مائده مسيح آمده است ، همگى در ارتباط با همان هدف كلى سوره هستند كه به وفاى به عهد و شكرگزارى نعمتها و پرهيز از پيمانشكنى و كفران نعمتهاى الهى دعوت نموده بود . « 2 »
آيات باقيمانده نيز منطبق با همان هدفى است كه سوره براى آن نازل شده است و آن بيان حق خدا بر بندگان است كه بايد به عهدى كه با او بستهاند ، وفا كنند و ميثاق با خدا را نقض نكنند . در اين صورت حق ندارند كه به هر طرف كه مىخواهند ، بروند و حق ندارند از هر كسى پيروى كنند . « 3 »
و سرانجام سوره ، با آيه 120 كه حسن ختام سوره است پايان مىپذيرد كه خدا مىفرمايد :
« لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فِيهِنَّ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
؛ فرمانروايى بر آسمانها و زمين و آنچه در آنها است از آن خداست و او بر هر چيزى تواناست .
( 2 )
بازگشت به مدينه
واقدى مىنويسد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام رفتن به حج از راه شجره به سوى مكه رفت و هنگام بازگشت از راه معرّس « 4 » وارد مدينه شد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله وقتى كه به معرّس رسيد شترش را خواباند و تمام شب را همان جا اطراق كرد . او اصحابش را از اينكه شبانه بر همسرانشان وارد شوند ، نهى كرد ، اما با وجود نهى پيامبر ، دو تن از آنان بر زنانشان وارد شدند و با چيزى مواجه شدند كه از آن كراهت داشتند . در آنجا
هامش
( 1 ) . واحدى ، اسباب النزول ، ص 172 - 173 . دربارهء شأن نزول اين آيات ، همين روايت به صورتهاى ديگرى در تفسير قمى ، ج 1 ، ص 189 ؛ التبيان ، ج 4 ، ص 42 و مجمع البيان ، ج 3 ، ص 395 آمده است ، اما از آنجا كه روايت واحدى در اسباب النزول را متناسبتر و صحيحتر يافتيم ، آن را نقل كرديم .
( 2 ) . الميزان ، ج 6 ، ص 219 .
( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 241 .
( 4 ) . حموى در معجم البلدان ، معرّس را در ذى الحليفه مىداند كه همان جايگاه مسجد شجره است . در اين صورت شجره و معرّس يك جا هستند و در خبر ابهامى وجود دارد .