تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
جزيه را قبول مىكند ، اما از مشركان باديه‌نشين جزيه را قبول نمىكند و آنها را مجبور به پذيرش اسلام مىنمايد ! به دنبال آن ، خداوند فرمود :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ . . . »
اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، اگر اهل كتاب گمراه باشند ، ضررى به شما نمىزنند ، در حالى كه شما هدايت شده‌ايد » . « 1 » ( 1 )

شهادت دادن اهل كتاب

خداوند در آيه‌هاى 106 و 107 مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِينَ . فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيانِ فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَيْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ »
؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد هنگامى كه يكى از شما را نشانه‌هاى مرگ در رسيد ، بايد از ميان خود دو عادل را در موقع وصيت ، به شهادت ميان خود فراخوانيد ؛ يا اگر در سفر بوديد و مصيبت مرگ ، شما را فرارسيد و شاهد مسلمانى نبود ، دو تن از غير همكيشان خود را به شهادت بطلبيد . و اگر در صداقت آنان شك كرديد ، پس از نماز ، آن دو را نگاه مىداريد ؛ پس به خدا سوگند ياد مىكنند كه ما اين حق را به هيچ قيمتى نمىفروشيم . هرچند پاى خويشاوند در كار باشد ، و شهادت الهى را كتمان نمىكنيم ، كه اگر كتمان حق كنيم ، در اين صورت از گناهكاران خواهيم بود . ( 2 ) واحدى در اسباب النزول از سعيد بن جبير به نقل از ابن عباس مىنويسد : تميم دارى و عدى بن زيد ، دو تاجر نصرانى بودند . وقتى به سوى مكه مىآمدند ، مسلمانى از بنى سهم كه از تجارت شام بر مىگشت ، با آنها همراه شد . اين مسلمان در ميانهء راه مريض شد و به همراهانش سفارش كرد كه اموالش را به خانواده‌اش برسانند و مرد . در ميان اموال اين مرد ، يك جام نقره بود . وقتى كه اين دو نصرانى به مكه رسيدند ، اموالش را به ورثه تحويل دادند ، اما جام را مخفى كردند . ورثه از آنها دربارهء جام سؤال كردند و آنها گفتند : ما چنين چيزى نديده‌ايم . آنان را پيش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آوردند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به اين دو نفر فرمود : قسم بخوريد كه جام را مخفى نكرده و از آن اطلاعى نداريد . آنان قسم خوردند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رهايشان كرد .
هامش
( 1 ) . واحدى ، اسباب النزول ، ص 172 .