تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
( 1 ) در اين حج ، معمّر بن عبد الله عدوى مسئول تراشيدن سر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شد . هنگامى كه مىخواست سر آن حضرت را بتراشد ، قريشىها به او گفتند : اى معمّر ! گردن محمد و تيغ تيز در دست توست ! امّا معمر گفت : به خدا قسم كه عهده‌دار شدن اين كار را از الطاف بزرگ خدا بر خود مىدانم . « 1 » در آنجا عده‌اى همانند رسول الله سرهايشان را تراشيدند و عده‌اى فقط تقصير كردند . براى همين آن حضرت فرمود : پروردگارا ، حلق كنندگان را بيامرز . به وى عرض شد : اى رسول خدا ، پس تقصير كنندگان چطور ؟ آن‌گاه تا سه مرتبه براى حلق كنندگان دعا كرد و در مرتبهء چهارم براى تقصير كنندگان طلب آمرزش نمود . ( 2 ) سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله لباسش را پوشيد و به خودش عطر زد . آن‌گاه عبد الله بن حذافه سهمى را فرستاد كه در ميان مردم اعلام كند : اى مردم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : اين روزها ، روزهاى خوردن و نوشيدن و ذكر گفتن است . به دنبال آن مسلمانان از روزه گرفتن دست كشيدند . « 2 » و در اين روز عده‌اى از مسلمانان آمدند و عرض كردند : اى رسول خدا ، پيش از رمى ، قربانى را انجام داده‌ايم و سرهايمان را پيش از قربانى تراشيده‌ايم ، حال چه كنيم ؟ رسول خدا در پاسخ آن‌ها كه بسيارى از اعمال را پس و پيش انجام داده بودند ، مىفرمود : اشكالى ندارد ، اشكالى ندارد ! « 3 » ( 3 ) پس از آن ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله سوار شتر شد و به سوى كعبه حركت كرد و نماز ظهر را در مكه به جاى آورد . سپس كنار چاه زمزم آمد و مشاهده كرد كه فرزندان عبد المطلب مردم را سيراب مىكنند . به آنان فرمود : براى من آب بكشيد اى فرزندان عبد المطلب ، اگر نمىترسيدم كه مردم با تأسّى از من ، افتخار سقايت حجاج را از شما بگيرند ، خودم از چاه آب مىكشيدم . آن‌ها دلوى از آب را به حضرت صلّى اللّه عليه و آله تقديم كردند . او مقدارى از آن را نوشيد « 4 » و به منى بازگشت . در آنجا بيتوته كرد تا در روز سوم ، كه آخرين روز از ايام تشريق است ، به رمى جمرات پرداخت . « 5 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 400 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 235 . اما در تاريخ مدينهء منوره ، ج 2 ، ص 617 از ابن شبة آمده است : عبد الله بن زيد سر آن حضرت را در همان لباس احرامش تراشيد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله احرامى خود را به او بخشيد . پس از آن محمد بن عبد الله بن زيد مىگفت : موهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه با حنا و گل خطمى خضاب شده است ، نزد ما است . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1108 - 1109 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 380 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 303 به نقل از امام جواد عليه السّلام ؛ واقدى هم آن را در مغازى ، ج 2 ، ص 1109 به نقل از جابر چنين نقل كرده است : مردى پيش پيامبر آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، پيش از انجام قربانى ، سرم را تراشيدم ؟ فرمود : حال قربانى را انجام بده و اشكالى ندارد ! دوباره عرض كرد : اى رسول خدا ، پيش از رمى جمره قربانى كرده‌ام ؟ فرمود : رمى را انجام بده و اشكالى ندارد . و در آن روز هرگاه از پيامبر دربارهء تقديم و تأخير اعمال سؤال مىشد ، مىفرمود : اشكالى ندارد ، عمل عقب افتاده را انجام دهيد . ( 4 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 406 ، به نقل از المنتقى ، ج 4 ، ص 36 و در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1110 . ( 5 ) . همان ، ج 21 ، ص 393 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 234 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 496 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى