( 1 ) از حوادث قابل ذكر اين است كه پس از شهادت جعفر بن أبي طالب در موته ، ابو بكر تيمى با بيوهء او ، أسماء بنت عميس ازدواج كرده بود . اسماء به پسرش محمد حامله بود و با وجودى كه وضع حملش نزديك بود ، همراه شوهرش ابو بكر براى انجام حج حركت كرده بود . او وقتى كه به ذى الحليفه رسيد ، وضع حمل كرد . از اين رو ، فردى را نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرستاد تا مسأله را از آن حضرت بپرسد .
رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : « غسل كن و استشفار بنما « 1 » و محرم شو . » « 2 » او هم استشفار كرد و كمربندى به كمر بست و محرم « 3 » شد و لبيك حج را گفت . « 4 »
( 2 ) ورود رسول الله به ذى الحليفه در هنگامهء ظهر رخ داد . آن حضرت شب جمعه را در آنجا اقامت كرد تا اصحاب و قربانىها به وى برسند . پس از آن كه زنانش ، كه بر هودجهايى سوار شده بودند و تمام اصحاب و قربانىها به وى رفت رسيدند ، « 5 » صبر كرد تا ظهر شد . سپس غسل كرد و از اقامتگاه خود خارج شد و به مسجدى كه در شجره بود رفت و نماز ظهر « 6 » را به صورت دو ركعتى « 7 » به جاى آورد و آنگاه قصد حج افراد كرد . « 8 » پس از آن فرمود كه يك قربانى بياورند و در سمت راست اين حيوان علامتى گذاشت و پيش از آن كه محرم شود ، يك جفت نعلين بر گردن آن آويخت و تمام اين كارها را رو به قبله انجام مىداد . پس از آن به ناجية بن جندب امر فرمود تا بقيهء قربانىها را إشعار [ علامتگذارى ] كنند و او اين كار را با همكارى دو جوان أسلمى انجام داد . سپس [ ناجية بن جندب ] از آن حضرت سؤال كرد : اگر يكى از قربانىها از راه رفتن عاجز شد ، آن را چه كنيم ؟ فرمود : آن را نحر كن و افسارش را به خونش آغشته كن و بر پهلوى راستش بزن ، اما تو و همكارانت از گوشت آن نخوريد . « 9 » آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله حركت كرد تا به بيداء
هامش
( 1 ) . يعنى پنبهاى را در پارچهاى بپيچ و در محل قرار بده تا از خونريزى جلوگيرى كند .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 36 ، شيخ طوسى خلاصهء خبر را در امالى خود ، حديث 895 ، آورده و مجلسى آن را به نقل از كتاب المنتقى در بحار الانوار ، ج 21 ، ص 402 نقل كرده است .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 379 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 277 .
( 4 ) . همان ، ج 21 ، ص 379 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 289 .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1089 - 1090 و در اعلام الورى آمده است آن حضرت به خاطر زايمان اسماء بنت عميس آن شب را در آنجا توقف كرد .
( 6 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 390 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 ، 234 ، 245 . و آن حضرت در سفر نماز جمعه برگزار نكرد .
( 7 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1089 و در آن آمده است : آن حضرت بين مكه و مدينه نمازها را دو ركعتى به جاى مىآورد در حالى كه در امنيت بود و خوفى در كار نبود .
( 8 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 390 ، به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 مطلب به همين صورت آمده ولى آنچه در حديث و فقه معروف مىباشد اين است كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله حجّ قران به جاى آورد ، چنان كه در الروضة البهية ، ج 1 ، ص 174 ، چاپ قاهره آمده است .
( 9 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1090 - 1091 به نقل از امّ سلمه و ابن عباس و ناجية .