نشو و راحتشان بگذار ؛ از جمله افرادى كه با خالد بود ، براء بن عازب انصارى بود كه از سپاه خالد جدا شد و به سپاه على عليه السّلام پيوست . شيخ مفيد از براء روايت كرده است : به قبيلهء همدان خبر رسيد كه سپاه اسلام در حال پيش آمدن است و براى همين جمع شده و آماده گرديدند . على عليه السّلام نماز صبح را با ما خواند . سپس جلوى قبيلهء همدان ايستاد و حمد و ثناى خداوند را به جاى آورد و آنگاه نامه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را قرائت كرد . به دنبال آن تمام قبيلهء همدان در يك روز اسلام آوردند .
امير المؤمنين در نامهاى اين خبر را به اطلاع رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسانيد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله با خواندن اين نامه بسيار خوشحال شد و به سجده افتاد . آنگاه سر از سجده برداشت و نشست و فرمود : درود و سلام بر همدان ، درود و سلام بر همدان . . . و بعد از اسلام آوردن قبيلهء همدان ، بقيهء اهل يمن از آنها پيروى كرده و اسلام آوردند . « 1 »
( 1 )
بنى زبيد در سرزمين مذحج
واقدى مىنويسد : پس از آن كه على عليه السّلام به سرزمين مذحج رسيد ، قبل از آن كه با جمعى روبرو شود ، ياران خود را در گروههاى مختلف تقسيم كرد . آنان پيش رفتند و بعد از مدتى هر كدام با غنائمى از چارپايان و اسيران برگشتند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بريدة بن حصيب را مسئول حفاظت و نگهدارى از غنائم كرد .
سپس با جمعى از آنان برخورد كرد و آنها را به اسلام دعوت كرد ؛ اما از پذيرش اسلام خوددارى كردند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله لواى سپاه خود را به مسعود بن سنان سلمى داد . پس از آرايش دو سپاه ، مردى از ميان مذحج بيرون آمد كه مبارزه مىطلبيد . أسود سلمي به مبارزهء او رفت . اين دو اسب سوار مدتى جولان دادند تا اين كه أسود او را كشت و وسايلش را برداشت .
( 2 ) پس از آن على عليه السّلام همراه يارانش به آنان حمله كرد و بيست نفر از آنها را كشت . آنها لواى خود را رها كرده و فرار كردند و در اطراف متفرق شدند و على عليه السّلام از تعقيب آنها خوددارى كرد . سپس آنها را به
هامش
( 1 ) . مفيد ، ارشاد ، ج 1 ، ص 62 و مثل همين در التنبيه و الاشراف ، ص 238 . بنابراين اسلام آوردن اهل يمن بعد از اسلام آوردن قبيلهء همدان بوده است . و اسلام آوردن قبيلهء همدان در ماه رمضان به دست على عليه السّلام بوده است . و شايد كه اين جريان در دههء سوم ماه رمضان سال دهم هجرى بوده است . و قبلا گفته شد كه قول ابن اسحاق بعيد به نظر مىرسد كه در ج 4 ، ص 255 نوشته بود : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نامهاى به حارث بن عبد كلال به عنوان پادشاه يمن فرستاد . » و قبل از آن جواب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به نامهء وى و دو برادرش : نعمان و نعيم را به عنوان أميران معافر و ذى رعين و همدان نقل كرده است كه دربردارندهء اسلام آوردن قبيلهء همدان و جنگ آنان با مشركان مىباشد . و به احتمال قوى او اين خبر را به جاى خبر معتبر فوق نقل كرده است كه مىگويد قبيلهء همدان به دست على عليه السّلام مسلمان شدند و به ويژه اين احتمال با عدم ذكرى از على عليه السّلام در خبر اخير قوىتر مىشود و ابن اثير اين جريان را در سال دهم هجرى دانسته است و مرحوم مجلسى در بحار الانوار ، ج 21 ، ص 263 به اين مطلب اشاره كرده است .