اين مطلب را بدون تاريخ ذكر كرده است ، اما واقدى گفته است كه اين اعزام در ماه رمضان سال دهم هجرى بوده است . « 1 »
( 1 ) اما شيخ مفيد كه تاريخ اين اعزام را مشخص نكرده اين مطلب را هم اضافه كرده است كه : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله او را به سوى يمن فرستاد تا خمس گنجهاى آنجا را بگيرد و حلهها و طلاجات و چيزهاى ديگرى را كه اهل نجران با آن موافقت مىكنند ، از آنان تحويل بگيرد . « 2 » اين در حالى است كه در صلحنامهء اهل نجران آمده بود : آنان دو هزار حلّه از حلههاى أواقى را بپردازند كه هزار عدد در ماه صفر و هزار عدد در ماه رجب تحويل داده مىشود . در اين صورت آيا تحويل گرفتن حلّهها به وسيله على عليه السّلام در ماه صفر بوده است يا ماه رجب ؟ الّا اينكه گفته شود : حضرت على عليه السّلام مأمور تحويل گرفتن حلّهها از خالد بن وليد بوده است كه او آنها را در ماه رجب تحويل گرفته بود . سپس على عليه السّلام آنها را از او در اواخر ماه رمضان يا اوايل ماه شوال از او تحويل گرفته است و اين به خاطر ناراحتى پيامبر از اقدامات خالد در كشتن مردم اهل كتاب و ديگران بوده است .
( 2 ) شيخ مفيد علت اعزام على عليه السّلام به يمن را چنين بيان مىكند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را به يمن فرستاد تا احكام اسلام و حلال و حرام را به آنان بياموزاند و با احكام قرآن و اسلام در ميان آنان قضاوت كند .
امير المؤمنين عليه السّلام به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : اى رسول خدا ، مرا براى قضاوت مىفرستى ، در حالى كه جوان هستم و به تمام احكام قضاوت آگاهى ندارم ؟ آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به من نزديك شو .
على عليه السّلام به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نزديك شد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله با دست بر سينهاش زد در حالى كه مىفرمود :
خدايا قلبش را هدايت كن و زبانش را ثابت گردان « 3 » و قضاوت را به او بياموزان . . . سپس فرمود : هنگامى كه دو نفر براى قضاوت پيش تو مىآيند ، با شنيدن سخنان يكى ، قضاوت نكن ، بلكه سخنان ديگرى را هم بشنو و اگر چنين كنى ، مطلب بر تو روشن مىشود و به درستى قضاوت مىكنى . « 4 »
آنگاه فرمود : اى على ، با هيچ كس وارد جنگ نشو تا او را دعوت كنى و به خدا قسم ، اگر خداوند به دست تو يك نفر را هدايت كند ، براى تو بهتر از تمام آن چيزهايى است كه خورشيد بر آنها مىتابد و
هامش
( 1 ) . مفيد ، ارشاد ، ج 1 ، ص 171 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 169 .
( 3 ) . مفيد ، ارشاد ، ج 1 ، ص 294 - 295 و در حاشيهء آن منابع مختلفى ذكر شده است و إعلام الورى ، ج 1 ، ص 258 كه در حاشيهء آن منابع مختلفى ذكر شده است .
( 4 ) . صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 13 ، چ غفارى . و در البداية و النهاية آمده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين سخنان را هنگام فرستادن او به يمن فرمود . چنان كه از او در سيره المصطفى ، ص 679 آمده است .