تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
مجوس را بر زمين ريخت و در نامه‌اى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نوشت : « خون عده‌اى از يهود و نصارى را بر زمين ريختم كه ديهء آن را پرداخت كردم و همچنين خون عده‌اى از مجوس را بر زمين ريختم كه چيزى دربارهء ديهء آنان نفرموده بوديد . » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به وى نوشت : « ديهء مجوس همانند ديهء يهود و نصارى مىباشد ، زيرا آنها هم اهل كتاب مىباشند . » « 1 » ( 1 )

سريهء على عليه السّلام به يمن

چنان كه گذشت ، خالد بن وليد از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سوى بحرين فرستاده شد كه در آنجا با جمعى از يهودى و نصارى و مجوس درگير شد و عده‌اى را كشت . سپس به دستور آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از بنى نمير منصرف شد و به سوى اهل عمق در يمامه رفت و با آنان وارد جنگ شد و عدهء زيادى را كشت . بعد به سوى باديه‌نشين‌هاى بنى حارث بن كعب در نجران پيش رفت ، اما آنها اسلام را پذيرفتند و هيأتى را همراه خالد بن وليد پيش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرستادند ، زيرا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در نامه‌اى به خالد نوشته بود : « آنان را بشارت بده و انذار كن و لازم است كه هيأتى از ايشان همراه تو به مدينه بيايند . » ( 2 ) و شيخ مفيد در ارشاد انشا كرده است : آنچه كه سيره‌نويسان بر آن اتفاق نظر دارند ، اين است كه : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خالد بن وليد ( ؟ ) را به سوى اهل يمن فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت كند خالد به مدت شش ماه ( از ربيع الثانى تا آخر ماه رمضان يا اوايل شوال ) در ميان اهل يمن اقامت كرد ، اما كسى دعوت او را اجابت نكرد ( ! ) اين جريان براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سخت بود ، براى همين على عليه السّلام را فراخواند و به او دستور داد كه به دنبال خالد برود و اگر افرادى از سپاه خالد به سپاه او پيوستند آنها را آزاد بگذارد . « 2 » وى
هامش
( 1 ) . صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 121 ؛ شيخ طوسى ، الاستبصار ، ج 4 ، ص 268 و تهذيب ، ج 10 ، ص 186 . ابن اسحاق مىنويسد : سپس خالد بن وليد در حالى كه هيأتى از بنى حارث بن كعب كه قيس بن حصين هم در ميان آنان بود ، بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شد . وقتى كه در ماه شوال بر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله وارد شدند ، به وى گفته شد : اى رسول خدا ، اين‌ها از بنى حارث بن كعب هستند . هنگامى كه آنها مقابل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قرار گرفتند ، گفتند : شهادت مىدهيم كه تو رسول خدا هستى و هيچ خدايى جز خداى يكتا نيست . و حمد خدايى را به جاى مىآوريم كه ما را به وسيله تو هدايت كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : راست مىگوييد . سپس پرسيد : شما در جاهليت چگونه بر كسانى كه با شما وارد جنگ مىشدند ، پيروز مىشديد ؟ عرض كردند : اى رسول خدا ، ما با هم متحد مىشديم و هيچ‌گاه متفرق نمىشديم و هيچ‌گاه شروع به ظلم و جنگ نمىكرديم . فرمود : راست مىگوييد . سپس قيس بن حصين را به رياست آنان برگزيد و آنها در اواخر ماه شوال يا اوايل ماه ذى القعده به سوى قوم خوى بازگشتند . و ما نصى را نمىيابيم كه به جمع‌آورى جزيهء اهل نجران در ماه رجب اشاره داشته باشد و لكن اگر بازگشت وى به مدينه از نجران ، بعد از ماه رجب رخ داده باشد ، به احتمال قوى او جزيه نصاراى نجران را هم با خود آورده است . ( 2 ) . مفيد ، ارشاد ، ج 1 ، ص 61 - 62 .