تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
كرد و فرمود : اگر يكى از شما كارى را انجام مىدهد ، بايد كه آن را به صورت كامل انجام دهد . سپس فرمود : اى ابراهيم ، به سلف صالح خود ، عثمان بن مظعون ملحق شود . « 1 » ، زيرا قبر ابراهيم در كنار قبر عثمان بن مظعون بود . ( 1 )

اسلام آوردن باديه‌نشين‌هاى نجران

ابن اسحاق مىنويسد : در ماه ربيع الثانى سال دهم هجرى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خالد بن وليد را به سوى بنى حارث بن كعب در نجران فرستاد و به او دستور داد كه سه بار آنان را به اسلام دعوت كند ، پس اگر پذيرفتند كه از آنان قبول كند و در غير اين صورت با آنان بجنگد . و در صورتى كه اسلام آوردند ، مدتى در ميان ايشان اقامت كنند و كتاب خدا و سنت پيامبر و معالم اسلام را به ايشان بياموزند . هنگامى كه خالد به نجران رسيد ، افرادى را فرستاد كه اعلام مىكردند : اى مردم ، اسلام بياوريد تا سالم بمانيد و آنها اسلام آوردند . ( 2 ) آنگاه خالد طى نامه‌اى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نوشت : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، به محمد ، پيامبر و فرستادهء خدا از خالد بن وليد . سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما باد اى رسول خدا . شما مرا به سوى بنى حارث بن كعب فرستادى و دستور دادى كه تا سه روز با آنان وارد جنگ نشوم و بلكه آنان را به پذيرش اسلام دعوت كنم تا اگر اسلام را نپذيرفتند ، از آنها قبول كنم و در ميان ايشان بمانم و كتاب خدا و سنت پيامبر و دستورات اسلام را به آنها بياموزم و اگر اسلام را نپذيرفتند ، با آنان وارد جنگ شوم . من بر آنان وارد شدم و چنان كه امر فرموده بوديد ، سه روز سوارانى را به ميان آنان فرستادم تا اعلام كنند : اى بنى حارث ، اسلام بياوريد تا سالم بمانيد تا اينكه ايشان اسلام را پذيرفتند . حال در ميان ايشان اقامت دارم و آنان را به آنچه كه خداوند دستور داده است ، دعوت مىكنم و آنها را از آنچه كه خداوند نهى كرده است ، نهى مىكنم . و احكام اسلام و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به آنان مىآموزانم و منتظر هستم تا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى من نامه بنويسد . و السلام عليك يا رسول اللّه و رحمة اللّه و بركاته » ( 3 ) پس از دريافت نامه ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى او نوشت : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، از محمد ، پيامبر و فرستادهء خدا به خالد بن وليد . سلام بر تو ، همانا حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه جز او پروردگارى وجود ندارد ، اما بعد : همانا نامهء تو به وسيلهء فرستاده‌ات به ما رسيد كه در آن گفته بودى : بنى حارث بن كعب قبل از ورود به جنگ اسلام را پذيرفته‌اند . و دعوت تو به اسلام را اجابت كرده‌اند و شهادت داده‌اند كه هيچ خدايى جز خداى يكتا نيست و اين كه محمد بنده و رسول خدا است و اينكه خدا
هامش
( 1 ) . كلينى ، فروع كافى ، ج 3 ، ص 262 - 263 .