كه آل عمران ، بعد از انفال در سال سوم هجرى نازل شده است . در حالى كه از التبيان و مجمع البيان ، از ربيع بن أنس و ابن اسحاق و كلبى نقل كرديم كه سورهء آل عمران تا حدود آيهء هشتاد و خوردهاى در هنگامهء ورود هيأت نجران نازل شده است . « 1 »
( 1 ) همچنين گفته شد كه مباهلهء هيأت نجرانى با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در بيست و چهارم يا بيست و پنجم ذى الحجّه انجام شد . و اما در مورد سال مباهله ، اگر چه علامهء احمدى در مكاتيب الرسول مىگويد : « هيج اختلافى در ميان مورخان نيست كه هيأت نجرانى در سال دهم نجرى آمده است « 2 » » ، اما در متن قرارداد آمده است : « چيزى غير از دو هزار حله از آنان گرفته نمىشود . . . كه هزارتاى آن را در ماه صفر و هزارتاى ديگر را در رجب تحويل مىدهند . » و در آينده ذكر خواهد شد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را به سوى آنان در يمن مىفرستد و سپس خودش در اواخر سال دهم هجرى براى انجام حجة الوداع از مدينه خارج مىشود . سپس على عليه السّلام در حالى كه حلّههاى نجرانى را تحويل گرفته بود ، در مكه به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ملحق مىشود . بنابراين اگر حجة الوداع در سال دهم هجرى رخ داده باشد ، لزوما مىبايست كه مصالحه و قرارداد با اهل نجران در ذى الحجهء سال نهم هجرى امضا شده باشد . « 3 » و اين بدان معناست كه هشتاد و خوردهاى از آيات سورهء آل عمران در اواخر سال نهم هجرى نازل شده است و نه در ميانهء سال سوم هجرى . الا اينكه خبر ربيع بن أنس و ابن اسحاق و كلبى در مورد نزول هشتاد و خوردهاى از آيات سورهء آل عمران در مورد هيأت نجرانى ، استثنايى از اخبار سابق در مورد نزول سورهء آل عمران به عنوان سومين يا چهارمين سورهء نازلشدهء مدنى باشد .
( 2 ) البته بايد توجه داشت كه قرار داد صلح با نصارى نجران به معناى فتح تمام سرزمين نجران نبوده است ، زيرا اهل نجران دو قسمت بودند : نصارى و باديهنشينها . نصارى با پيامبر مصالحه كردند ، اما باديهنشينها با جنگ و شمشير تسليم شدند ، زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خالد بن وليد « 4 » را به سوى آنها فرستاد .
اين مطلب را علامه احمدى ميانجى ذكر كرده و فرموده است : مطلبى كه بعد از دقت و تحقيق به دست مىآيد اين است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با نصاراى نجران ، از بنى حارث بن كعب مصالحه كرد و سپس خالد بن وليد را به سوى بقيه فرستاد . « 5 »
هامش
( 1 ) . طوسى ، التبيان ، ج 2 ، ص 388 ؛ طبرسى ، مجمع البيان ، ج 2 ، ص 695 ؛ واحدى ، اسباب النزول ، ص 84 به نقل از مفسرين ؛ ابن اسحاق ، سيره ، ج 2 ، ص 225 .
( 2 ) . احمدى ، مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 496 .
( 3 ) . نك : سيد المرسلين ، ج 2 ، ص 613 .
( 4 ) . ابن القيم الجوزيه ، زاد المعاد ، ج 3 ، ص 45 .
( 5 ) . احمدى ميانجى ، مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 493 .