( 1 )
فصل چهارم مهمترين حوادث سال دهم هجرى
مرگ ابراهيم فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله
مسعودى مىنويسد : در ماه ربيع الاول سال دهم هجرى ، ابراهيم پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت ، در حالى كه يك سال و دو ماه و دو روز از عمرش مىگذشت . « 1 »
( 2 ) حلبى در مناقب از تفسير نقاش با سند خود از ابن عباس روايت مىكند : پيش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بودم كه فرزندش ابراهيم بر دامن چپ و حسين بن على بر دامن راستش نشسته بودند و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله گاهى اين و گاهى آن را مىبوسيد . در همين حال جبرئيل از جانب خدا نازل شد و وحى آورد . پس از آن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از حالت وحى خارج شد ، فرمود : جبرئيل از جانب پروردگارم آمد و فرمود : اى محمد ، پروردگارت سلام رساند و فرمود : هر دو را براى تو نگه نمىدارم ، يكى را فداى ديگرى كن .
سپس نگاهى به ابراهيم كرد و گريست و آنگاه به حسين نگاه كرد و گريست و فرمود : مادر ابراهيم از كنيزان است و اگر ابراهيم بميرد ، كسى غير از من ناراحت نمىشود ، اما مادر حسين ، فاطمه و پدرش على است كه گوشت و خون من مىباشد . اگر حسين بميرد ، دخترم و پسر عمويم و من ناراحت و اندوهگين مىشويم . پس من تمام حزن و اندوه را به جان مىخرم . اى جبرئيل من ابراهيم را فداى حسين مىكنم .
پس از سه روز ابراهيم از دنيا رفت و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هرگاه حسين عليه السّلام را مىديد ، او را در آغوش مىكشيد و مىبوسيد و لبهايش را مىمكيد و مىفرمود : من فرزندم ابراهيم را فداى حسين عليه السّلام كردم . « 2 »
( 3 ) برقى در محاسن با سند خود از امام كاظم عليه السّلام روايت كرده است : هنگامى كه ابراهيم ، فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت ، سه سنت در مرگ او جارى و ماندگار شد .
اول اينكه در ايام وفات ابراهيم ، خورشيد گرفتگى به وقوع پيوست و مردم به همديگر مىگفتند :
خورشيد به واسطهء مرگ ابراهيم تاريك شد ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله با شنيدن اين سخنان بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : اى مردم ، ماه و خورشيد دو نشانه از نشانههاى خداوند هستند كه به امر او
هامش
( 1 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 238 .
( 2 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 22 ، ص 153 ، از مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 234 - 235 ، چاپ نجف أشرف .