تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
روز بعد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه حسن و حسين و فاطمه و على عليهم السّلام همراهش بودند ، براى مباهله پيش آمد . » ( 1 ) جالب اين است كه پس از اين حلبى متمايل به روايت اول شده است و آن را بر اين روايت متواتر و قطعى و ثابت « 1 » ترجيح داده است . و عجيب اين است كه وى مىگويد : آنان به پيشنهاد بنى قريظه ، مباهله را به روز بعد موكول كردند ، در حالى كه بنى قريظه مدت‌ها قبل از اين منقرض شده بودند ؟ ! ( 2 ) اين در حالى است كه شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا عليه السّلام از پدرش امام كاظم عليه السّلام روايت كرده است : هارون الرشيد از او پرسيد : شما چگونه مىگوييد كه از ذريهء رسول خدا هستيد ، در حالى كه فرزند پسرى نداشت و شما فرزندان دختر او هستيد ؟ ! امام كاظم عليه السّلام جواب او را داد تا اينكه فرمود : آيا بازهم دليل بياورم يا همين مقدار كافى است ؟ گفت : بازهم بگو . آنگاه آيهء مباهله را خواند و سپس فرمود : هيچ كس ادعا نكرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام مباهله با اهل نجران كسى را غير از على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السّلام ، زير كساء آورده است ، در اين صورت تأويل قول خداوند كه مىفرمايد :
« أَبْناءَنا »
، حسن و حسين هستند و تأويل
« نِساءَنا »
، فاطمه است و تأويل
« أَنْفُسَنا »
، على بن أبي طالب عليه السّلام است . « 2 » ( 3 ) و سيد مرتضى در الشافى نوشته است : « هيچ كس ادعا نكرده است كه كسى غير از امير المؤمنين و همسرش و دو فرزندش در مباهله شركت كرده‌اند . » « 3 » و شيخ طوسى در التبيان آورده است : « منظور از
« أَنْفُسَنا »
خود پيامبر و على عليه السّلام مىباشند و كسى غير از آن دو در مباهله حاضر نشده است و در اين مورد هيچ اختلافى نيست . » « 4 » و در مجمع البيان آمده است : هيچ كس ادعا نكرده است كه كسى غير از امير المؤمنين و همسرش و فرزندانش در مباهله شركت كرده‌اند . « 5 » و با عنايت به اين كه مرحوم طبرسى از علماى قرن ششم مىباشد ، معلوم مىشود كه ادعاى برخى كه قائل به دخول افراد ديگرى در مباهله هستند ، بعد از اين قرن بوده است . و شايد ابن عمر قرشى متوجه اين مطلب شده است و از اين رو ادعاى حضور فرد ديگرى را در مباهله نكرده است ، بلكه اقدام به حذف نام على عليه السّلام از جمع كسانى كه در مباهله حاضر شده‌اند ، كرده است « 6 » ! ( 4 ) و شايد كه عجيب‌تر از آن مطلبى باشد كه سيّد رشيد رضا در تفسيرش از شيخ خود نقل كرده و آورده
هامش
( 1 ) . إنسان العيون فى سيرة الامين المأمون ؛ ج 3 ، ص 240 و نك : مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 506 . ( 2 ) . صدوق ، عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 84 - 85 . ( 3 ) . سيد مرتضى ، تلخيص الشافى ، ج 3 ، ص 7 . ( 4 ) . شيخ طوسى ، التبيان ، ج 2 ، ص 485 . ( 5 ) . طبرسى ، مجمع البيان ، ج 2 ، ص 764 . ( 6 ) . اسماعيل بن عمر القرشى ، البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 54 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 456 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى