است : روايات متفق القول هستند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله على و فاطمه و دو فرزندش را براى مباهله انتخاب كرد و كلمهء
« نِساءَنا »
را بر فاطمه و كلمهء
« أَنْفُسَنا »
را فقط بر على عليه السّلام حمل مىكنند ! آنها مىگويند : مصادر اين روايات ، منابع شيعى است و مقصود آنان نيز مشخص است ! آنان تلاش زيادى را براى ترويج چنين رواياتى مبذول مىدارند ، به طورى كه آن را در ميان تمام عامه رايج كردهاند . « 1 »
( 1 ) علامه طباطبايى در حاشيهء اين قول گفته است : اين سخن كه گمان مىكنم ، هر كس آن را ببيند ما را متهم مىكند كه قائل به آن هستيم ، از سخنهايى است كه آدم عاقل قبول نمىكند تا در مجامع علمى مطرح شود و ما با وجود ضعف و سستى و بىاعتبارى اين قول ، آن را در كتاب خود آوردهايم تا معلوم شود كه تعصّب كور تا چه حدى صاحب خود را به درههاى هولناك نفهمى و جهالت سقوط مىدهد به طورى كه تمام آنچه را كه خودش بنا كرده است ، نابود مىگرداند و هيچ ابايى ندارد از اين كه هر قولى را بگويد و ببافد . « 2 »
( 2 )
زمان نزول آل عمران
ما هنگام تأليف اين كتاب در صدد بوديم كه آن را به عنوان تاريخ اسلام و قرآن كريم بنويسيم و زمان و اسباب نزول سورهها و آيات را حتى المقدور مشخص سازيم . در ترتيب نزول آل عمران ، طبرسى در مجمع البيان ، از الايضاح ، تأليف احمد زاهد با اسناد خود از سعيد بن مسيّب ، از على عليه السّلام از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده است : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به وى خبر داده است كه اولين سورهاى كه در مكه بر وى نازل شد ، « فاتحة الكتاب » و سپس سورهء « اقرأ » و . . . بوده است تا اينكه فرمود : اولين سورهاى كه در مدينه نازل شد ، سورهء بقره و سپس انفال و سپس آل عمران بوده است . و با اسناد خود از حسن بصرى و عكرمه ( از ابن عباس ) روايت كرده است : « آنچه در مدينه نازل شد ، سورهء مطففين و سپس بقره و سپس سورهء انفال بوده است . و در همين مجمع البيان ، از حاكم حسكانى ، با سند خود ، از عطاء خراسانى ، از ابن عباس هم روايت كرده است : آنچه در مدينه نازل شد : سورهء بقره ، سپس أنفال و سپس آل عمران بود . « 3 »
( 3 ) ما نزول سورهء مطففين و بقره و نزول سورهء أنفال در تقسيم غنائم را ذكر كرده و گفتيم كه أنفال در اواخر سال دوم هجرى و بعد از جنگ بدر نازل شد . ظاهر اين مطلب و اخبارى كه ذكر كرديم ، اين است
هامش
( 1 ) . سيد رشيد رضا ، تفسير المنار ، ج 3 ، ص 322 .
( 2 ) . سيد محمد حسين طباطبايى ، الميزان ، ج 3 ، ص 235 - 236 ؛ احمدى ميانجى ، مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 506 - 507 .
( 3 ) . طبرسى ، مجمع البيان ، ج 10 ، ص 612 - 613 . اين دو خبر اخير را زركشى در البرهان ، ج 1 ، ص 193 - 194 و سيوطى در الاتقان ، ج 1 ، ص 10 ، 11 و 25 به نقل از دلائل النبوة ، تأليف بيهقى ، به روايت از مجاهد ، از ابن عباس آوردهاند و شيخ در التمهيد ، ج 1 ، ص 103 و 106 بر آن اعتماد كرده است .