وقتى كه به محل خود بازگشتند ، اسقف به آنان گفت : فردا به محمد نگاه كنيد ، اگر ديديد كه همراه خانواده و فرزندانش براى مباهله آمده است ، از مباهله پرهيز كنيد و اگر همراه اصحابش آمده بود ، با او مباهله كنيد ، زيرا معلوم مىشود كه ادعاى گزافى كرده و خبرى از وحى و نبوت نيست !
( 1 ) صبح روز بعد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه دست على عليه السّلام را در دست گرفته بود و حسن و حسين پيشاپيش و فاطمه در پشت سر آنان حركت مىكرد ، براى مباهله آمدند . نصارى هم در حالى كه اسقف پيشاپيش آنان حركت مىكرد ، براى مباهله آمدند . وقتى كه اسقف ، رسول خدا و اهل بيت او را ديد و دربارهء قرابت آنان با آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله سؤال كرد ، به سيد و عبد المسيح و عاقب نگاه كرد و به آنان گفت :
مىبينيد كه او با اطمينان و اعتماد كامل به حقانيت خويش ، با فرزندان و اهل بيت خاص خود به مباهله آمده است به خدا قسم كه او آنان را نياورده است ، مگر اين كه از حقانيت خويش اطمينان داشته است ، پس از مباهله با او خوددارى كنيد . به خدا قسم كه اگر به خاطر قيصر روم نبود ، به او ايمان مىآوردم و مسلمان مىشدم ! شما را توصيه مىكنم كه با او مصالحه كنيد و آنچه را شرط مىكند ، بپذيريد و به سرزمين خود بازگرديد و خودتان را نجات دهيد !
آنان حرف او را قبول كردند و آنگاه اسقف پيش پيامبر آمد و عرض كرد : ما مباهله نمىكنيم و خواستار مصالحه هستيم و هر شرطى را كه داريد ، بيان نماييد تا براى انجام آن اقدام كنيم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با آنان مصالحه كرد كه دو هزار حله كه قيمت هر كدام چهل درهم كامل باشد ، بدهند و قراردادى را با آنان به امضا رسانيد .
( 2 )
پيماننامهاى براى نصاراى نجران
در اين قرارداد آمده است : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، اين نامهاى است از محمد ، پيامبر و فرستادهء خدا به سوى اهل نجران و اطراف آن . از تمام اموالى كه در اختيار دارند ، چيزى از آن گرفته نمىشود ، غير از دو هزار حله از حلههاى أواقى « 1 » كه قيمت هر كدام چهل درهم باشد و اگر از اين مبلغ زيادتر يا كمتر باشد ، به همان حساب گذاشته مىشود . هزار عدد از اين حلهها در ماه صفر و هزار عدد ديگر در ماه رجب تحويل داده مىشود و بر عهدهء آنهاست كه چهل دينار بابت هزينهء فرستادگان من بپردازند و بر عهدهء آنان است كه در هر حادثهاى كه در يمن و ذى عدن رخ مىدهد ، سى زره و سى اسب و سى شتر را به صورت عاريهء مضمونه در اختيار سپاهيان اسلام قرار دهند و در مقابل ، آنان در پناه خدا و ذمهء رسول خدا ، محمد بن عبد اللّه هستند و هر كس كه بعد از اين سال رباخوارى كند ، از ذمهء من بيرون است » .
هامش
( 1 ) . أواقى جمع أوقيه است و أوقيه معادل چهل درهم مىباشد .