هلاك مىشويم و اگر پيامبر نباشد ، قوم او براى نابودى ما كفايت مىكند . براى همين از مباهله با آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله خوددارى كردند . « 1 »
( 1 ) و قمى در تفسير خود با تفصيل بيشترى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : رياست هيأتى كه از نجران آمده بودند ، بر عهدهء أيهم ، عاقب و سيّد بود . آنها وارد مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شده بودند كه وقت نمازشان فرارسيد . آنان كه ناقوس خويش را به همراه داشتند ، آن را به صدا درآوردند و براى برپايى نماز خود صف كشيدند . اصحاب به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض كردند : اينها در مسجد شما اين كارها را انجام مىدهند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : راحتشان بگذاريد . آنان پس از اتمام نمازشان پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند و پرسيدند : مردم را به چه دعوت مىكنى ؟ فرمود : به اينكه شهادت بدهند : لا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه و اينكه عيسى بنده و آفريدهء خداوند بوده است كه همانند ديگران غذا مىخورد و آب مىآشاميد و سخن مىگفت . پرسيدند : در اين صورت پدرش چه كسى بوده است ؟ در اين حال وحى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و به او الهام كرد كه از آنها بپرسد : دربارهء آدم چه مىگوييد ؟ آيا بنده و مخلوقى بوده است كه غذا مىخورده و آب مىآشاميده و ازدواج مىكرده است ؟ وقتى كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اين سؤال را مطرح كرد ، آنان پاسخ دادند : آرى . در اين هنگام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : پس پدر او چه كسى بوده است ؟ ! آنها مبهوت شدند و سكوت اختيار كردند .
پس خداوند نازل فرمود :
« إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ . فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ . إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ . فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ »
« 2 » ؛ در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل خلقت آدم است كه او را از خاك آفريد ؛ سپس به دو گفت : « باش » ؛ پس وجود يافت . آنچه دربارهء عيسى گفته شد حق و از جانب پروردگار تو است . پس ، از ترديدكنندگان مباش . پس هر كه در اين باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده ، با تو محاجّه كند ، بگو : « بياييد پسرانمان و پسرانتان ، و زنانمان و زنانتان ، و خودمان و خودتان را فراخوانده و سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم » ، آرى داستان درست مسيح همين طور است ، و معبودى جز خدا
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 175 - 176 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) ، 59 - 63 .