تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
( 1 )

نزول بخشى از سورهء آل عمران

از ربيع بن أنس و ابن اسحاق و كلبى روايت شده است : سورهء آل عمران تا آيهء هشتاد و خورده‌اى از آن در مورد هيأت نجران نازل شده است . « 1 » اين هيأت مسيحى شامل شصت سواره بود كه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شدند و در ميان آنها چهارده نفر از اشراف و بزرگان آنان حضور داشتند . در ميان اين چهارده نفر از بزرگان ، سه نفر حضور داشتند كه تصميم‌گيرندهء اصلى بودند : يكى عاقب ، عبد المسيح كه امير قوم و مشاور ايشان بود و در هر مورد رأى و نظر او را مىپسنديدند ، ديگرى سيّد أيهم ، پشتيبان و صاحب كاروان آنان بود و سومى ابو حارثه بن علقمه ، امام و استاد مدارس آنها بود كه كتاب‌هاى مسيحيان را در مدارس تدريس مىكرد و صاحب مقام و جايگاه بلندى در ميان آنان شده بود . از اين رو پادشاهان به او احترام گذاشته و او را از جهت مالى تأمين كرده و براى او مدارس و كليساهايى به جهت مقام علمى و اجتهادىاش بنا مىكردند . ( 2 ) اين‌ها بعد از نماز عصر در مسجد پيامبر ص صلّى اللّه عليه و آله در مدينه بر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله وارد شدند ، در حالى كه لباس‌هاى بسيار زيبايى بر تن داشتند . در همين حال وقت نماز آنان فرارسيد كه ناقوس خودشان را از ميان اثاثيهء خود بيرون آوردند و پس از زدن ناقوس ، صف كشيدند تا در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نماز بخوانند . عده‌اى از اصحاب عرض كردند : اى رسول خدا ، اينجا مسجد شماست ؟ ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : راحتشان بگذاريد . آنان به سمت مشرق نماز خواندند . ( 3 ) پس از آن سيّد و عاقب با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفتگو كردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آنان فرمود : اسلام بياوريد . گفتند : ما قبل از تو اسلام آورده‌ايم ! فرمود : دروغ مىگوييد . شما بدين خاطر اسلام را نمىپذيريد كه مىخواهيد عيسى را فرزند خدا بدانيد و صليب را عبادت كنيد و گوشت خوك را بر خويش حلال بدانيد ! آنان گفتند : اگر عيسى پسر خدا نبوده است ، پس پدرش چه كسى بوده است ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال كرد : مگر نمىگوييد كه هيچ فرزندى نيست مگر اينكه شبيه پدرش مىشود ؟ گفتند : چرا . دوباره پرسيد : مگر نمىگوييد كه پروردگار ما زنده و جاودانى است كه هيچ‌گاه نمىميرد ؟ گفتند : چرا . دوباره پرسيد : مگر نمىگوييد كه پروردگار ما قيوم همه چيز است و آنان را حفظ مىكند و به آنان روزى مىدهد ؟ گفتند : چرا . آنگاه پرسيد : در اين صورت آيا هيچ كدام از اين ويژگىها را عيسى دارد ؟ گفتند : نه . فرمود : آيا نمىگوييد كه خداوند هيچ چيزى در زمين و آسمان از او مخفى نمىماند ؟ گفتند : چرا . پرسيد : آيا عيسى كه اين‌ها را مىداند ، آن‌ها را بدون تعليم الهى ياد گرفته است ؟ گفتند : نه .
هامش
( 1 ) . ابن اسحاق ، سيره ، ج 2 ، ص 225 ؛ واحدى ، اسباب النزول ، ص 84 به نقل از مفسران .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 452 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى