نيست و خداست كه در واقع ، همان شكستناپذير حكيم است . پس اگر روىگردان شديد ، همانا خدا به حال مفسدان داناست .
( 1 ) پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : حال كه دعوت مرا نمىپذيريد ، با من مباهله كنيد كه اگر من راستگو باشم ، لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر من دروغگو بودم ، لعنت خدا بر من نازل شود . آنها گفتند :
منصفانه حكم كردى . آنگاه براى مباهله قرار گذاشتند و هر كدام به منزل خود رفتند .
بزرگان و رؤساى مسيحيان گفتند : اگر او همراه قومش براى مباهله آمد ، با او مباهله مىكنيم ، زيرا معلوم مىشود كه پيامبر نيست . و اگر همراه خويشاوندان نزديكش براى مباهله آمد ، با او مباهله نمىكنيم ، زيرا او در صورتى همراه خويشاوندان نزديكش به مباهله مىآيد كه راستگو و پيامبر باشد .
پس از آنكه شب را سپرى كردند ، در صبح روز بيست و چهارم ذى الحجّه پيش رسول خدا آمدند .
همراه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام آمده بودند . نصارى پرسيدند : اينها چه كسانى هستند ؟ به آنها گفته شد اين مرد ، پسر عمو و برادرش على بن أبي طالب است و اين زن ، دخترش فاطمه است و اين دو حسن و حسين از فرزندانش هستند .
نصارى با مشاهدهء اين وضع به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض كردند : ما را از مباهله معاف بداريد و هر تصميمى كه در مورد ما بگيريد ، بدان گردن مىنهيم . و بدين ترتيب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با آنها مصالحه كرد كه جزيه بپردازند . « 1 »
( 2 ) طبرسى در اعلام الورى ، از احمر بجلى كوفى ، از حسن بصرى روايت كرده است : صبح زود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه دست حسن و حسين عليهم السّلام را به دست گرفته بود و على در جلوى او و فاطمه در پشت سر او حركت مىكردند ، پيش مىآمد . عاقب و سيّد نيز همراه دو فرزندانشان پيش آمدند . ابو حارثه سؤال كرد : اينها كيستند ؟ گفتند : اين يكى پسر عمو و شوهر دخترش است و اين دو پسر ، نوههايش هستند و اين يكى دخترش است كه عزيزترين و نزديكترين فرد به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىباشد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پيش آمد و زانوانش را بر زمين گذاشت . ابو حارثه گفت : به خدا قسم كه همانند انبياء
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 104 . و در تفسير كوفى ، ص 87 خبرى را از على عليه السّلام در طى يك صفحه روايت كرده است ، اما در آن از ابن صدريا و ابن اشرف يهودى نام برده است ، در حالى كه قول مشهور اين است كه ابن اشرف يهودى مدتها قبل از اين به قتل رسيده بود و همين باعث مىشود كه صحت اين خبر مورد ترديد واقع شود . قبل از اين نيز دو خبر را از امام باقر عليه السّلام در مورد مصاديق آيهء مباهله ذكر كرده است . و خبرى را از ابى رافع و دو خبر را از شعبى و از شهر بن حوشب نقل كرده است : مبنى بر اين كه : همراه مسيحيان نجران ، عاقب و برادرش قيس و عبد المسيح بن أبقى و دو پسر حارث و همچنين چهل راهب بودند . و شيخ مفيد در الفصول المختاره ، ص 38 خبرى را از مباحثهء مأمون با امام رضا عليه السّلام در مورد دلالت آيه مباهله بر يكى از بزرگترين فضيلتهاى امير المؤمنين آورده است .