تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
حالى كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آهنگ بنى اشجع را كرده بود ، به افراد اين قبيله كه هفتصد نفر بودند و رياست ايشان را مسعود بن دخيلة بر عهده داشت ، برخورد كرد . آنها در شعب سلع منزل كرده بودند . اين حادثه در ماه ربيع الاول سال ششم هجرى رخ داد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اسيد بن حضير را فراخواند و فرمود : همراه عده‌اى از سربازانت برو و ببين كه چرا بنى اشجع به سوى مدينه پيش آمده‌اند ؟ ( 1 ) اسيد همراه سه نفر به سوى آنان رفت و پرسيد : چرا به سوى مدينه پيش آمده‌ايد ؟ رئيس آنها ، مسعود بن دخيلة پيش آمد و به اسيد و همراهانش سلام كرد و گفت : آمده‌ايم تا با محمد پيمان دوستى ببنديم . اسيد نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفت و او را از جريان آگاه كرد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين قوم ترسيده‌اند كه با آنها وارد جنگ شويم ، براى همين پيش آمده‌اند تا پيمان صلح ببنديم . سپس دستور داد كه ده بار خرما را براى آنان ببرند و فرمود : هديه دادن به هنگامهء نيازمندى طرف مقابل ، كار بسيار خوبى است . ( 2 ) آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مقابل قبيله بنى اشجع رفت و پرسيد : اى جماعت بنى اشجع ، چه چيز باعث شده كه به سوى مدينه پيش بياييد ؟ عرض كردند : سرزمين ما به سرزمين شما نزديك است و ما از طوايف ديگر كمتر و ضعيف‌تر هستيم و توانايى جنگ با شما را نداريم ، براى همين آمده‌ايم تا با شما هم‌پيمان شويم تا از گزند دشمنان خود در امان بمانيم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درخواستشان را پذيرفت و با آنان پيمان صلح امضا كرد . سپس آنها يك روز در آن منزلگاه بودند و سپس به سوى سرزمين خودشان بازگشتند . در مورد اين حادثه آياتى از سورهء نساء نازل شد كه از آيهء 87 تا 90 مىفرمايد :
« اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً . فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا . وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ أَوْ جاؤُكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقاتِلُوكُمْ أَوْ يُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا »
؛ خداوند كسى است كه هيچ معبودى جز او نيست . به يقين هيچ شكى نيست كه شما را گرد خواهد آورد و چه كسى از خدا راستگوتر است ؟ . شما را چه شده است كه دربارهء منافقان دو دسته شده‌ايد ؟ با اينكه خدا آنان را به خاطر آنچه انجام داده‌اند ، سرنگون كرده است . آيا مىخواهيد كسى را كه خدا او را در گمراهىاش وانهاده است به راه آوريد ؟ و حال آنكه هر كه را خدا در گمراهىاش وانهد ، هيچ راهى براى هدايت او نخواهى يافت . . همان گونه كه خودشان كافر شده‌اند ، آرزو دارند كه