تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
( 1 ) همين روايت مطابق با اخبارى است كه واقدى آن را به تفصيل آورده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيست شتر را با آويختن نعلين به گردن آنها نشان‌دار كرد و سپس با دست خودش سمت راست آنها را با خون آغشته كرد و ناجية بن جندب أسلمى را مسئول حفاظت و هدايت آنها كرد . آنگاه ابو بكر را به عنوان امير الحاج منصوب كرد و به وى فرمود : با مشركان مخالفت بورزد و در روز عرفه كوچ نكند تا خورشيد غروب كند . ابو بكر نيت حج افراد كرده بود و همراه او سيصد نفر از اهل مدينه كه همگى نيرومند بودند خارج شدند و از جملهء اين افراد ، عبد الرحمن بن عوف بود كه پنج شتر براى قربانى برداشته بود . ابو بكر از ذى الحليفه محرم شد و تا العرج را پيمود . « 1 » ( 2 ) عياشى از على عليه السّلام روايت كرده است : وقتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مرا با آيات برائت مىفرستاد ، عرض كردم : اى پيامبر خدا ، من زبان‌دار و خطيب نيستم ! آن حضرت فرمود : چاره‌اى نيست ، من يا تو بايد برويم ! عرض كردم : اگر چنين است ، پس من مىروم . فرمود : پس حركت كن كه خدا زبانت را استوار و قلبت را هدايت مىكند . سپس دست خود را بر قلبم گذاشت و فرمود : برو و اين آيات را بر مردم بخوان . . . و به زودى افرادى پيش تو مىآيند تا بين آنها داورى كنى . اگر اين دو فرد متخاصم آمدند ، به نفع يك قضاوت نكنى تا سخن ديگرى را هم بشنوى ، زيرا اين براى فهميدن واقعيت و حقيقت امر بهتر است . « 2 » و مرحوم قمى از على عليه السّلام روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من دستور داد كه اين پيام‌ها را از سوى خدا به مردم مكه ابلاغ كنم : 1 . به صورت برهنه ، كعبه را طواف نكنند . 2 . بعد از اين سال هيچ مشركى به مسجد الحرام نزديك نشود . 3 . اين آيات را بر آنها بخوانم :
« بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ . فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ . . . »
؛ بدين ترتيب خدا به مشركان اجازه داد كه حج آن سال را به جاى بياورند و به آنان چهار ماه مهلت داد كه به محل‌هاى أمن خودشان بازگردند و پس از آن اگر در هر جاى مكه يافته شوند ، كشته مىشوند . « 3 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1077 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 290 ؛ التنبيه و الأشراف ، ص 186 . در دو كتاب اخير آمده است كه او همراه مردم حج به جاى آورد و عدد آن را مشخص نكرده‌اند . اين مطلب را واقدى نقل كرده و سپس ابن اثير در الكامل فى التاريخ آن را آورده و گفته است : پنج شتر قربانى ، مال ابو بكر بوده است ، اما او گفته است : سپس ابو بكر به مدينه بازگشت ، ولى طبرسى چيزى در اين مورد ذكر نكرده است ! و مرحوم مجلسى در بحار الانوار ، ج 35 ، ص 309 آنچه را كه در الكامل بوده ، نقل كرده است و شواهد و قرائن مىگويد كه چنين حجى و چنين جمعى بوده است . زيرا بسيار بعيد است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را به تنهايى براى چنين كارى فرستاده باشد ، چنان كه از ساير اخبار هم فهميده مىشود . و يا اينكه على عليه السّلام را به تنهايى فرستاده باشد ، بدون آن كه كسى از مسلمانان در آن سال و بعد از فتح مكه ، حج به جاى آورده باشد . ( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 75 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 282 ؛ مجمع البيان ، ج 5 ، ص 7 ، از حاكم حسكانى .