نزديك بود در اثر سختى سفر به تبوك ، دلهايشان بلرزد ، امّا از آنجا كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيروى كردند و از هواهاى نفسانى خودشان پيروى نكردند ، دلهايشان نلرزيد و ايمانشان ثابت و استوار باقى ماند .
شيخ طوسى مىنويسد : گفته شده است : بسيارى از همراهان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خاطر مشكلات طاقتفرساى سفر تبوك ، تصميم به بازگشت گرفته بودند ، بلكه گفته شده است : عدهاى از آنها در دين خود دچار شك و ترديد شده و مىخواستند مرتد شوند ؛ امّا بعدا توبه كردند و خداوند توبهء آنها را پذيرفت .
( 1 ) سپس شيخ طوسى خبر مربوط به أبى خيثمهء انصارى و دو همسرش را به عنوان مصداقى براى اين قبيل افراد ذكر كرده و گفته است : او از كسانى بود كه دچار شك و ترديد شده بود ، امّا خداوند او را ثابت قدم گردانيد و او توبه كرد و خداوند توبهاش را پذيرفت . « 1 »
در آيهء 118 به كسانى از انصار و مهاجرين كه خداوند توبهء آنها را پذيرفت ، سه نفر از كسانى را كه از شركت در غزوهء تبوك خوددارى ورزيده بودند ، اضافه مىكند . اينها اگر از اميدواران در آيهء 106 باشند كه خداوند آنها را عذاب مىكند يا مىبخشد ، در اينجا مورد بخشش قرار گرفتهاند و در اين صورت ، بايد بگوييم كه آيهء 106 و 118 در فواصل مختلف نازل شدهاند و شايد كه پنجاه روز يا كمتر بين آنها فاصلهء زمانى بوده است .
خداوند در آيهء 122 مىفرمايد :
« وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ »
؛ و شايسته نيست همهء مؤمنان كوچ كنند ، پس چرا از هر فرقهاى ، دستهاى كوچ نمىكنند . . .
( 2 ) مرحوم طبرسى از واقدى نقل مىكند : عدهاى از برگزيدگان مسلمان به ميان باديهنشينان رفته بودند تا احكام اسلام را به آنها آموزش دهند ، براى همين در غزوه تبوك حاضر نشده بودند . منافقان همين را بهانه قرار داده و مىگفتند : چون آنها در غزوه شركت نكردهاند ، ما هم شركت نمىكنيم ! اين آيه در پاسخ به منافقان نازل شد و آنها را مورد سرزنش قرار داد كه چرا خود را با اين مسلمانان برگزيده مقايسه مىكنند كه براى تبليغ دين به باديه رفتهاند ؟ ! « 2 »
( 3 ) گويى اين روايت ، شيخ طوسى را اقناع نكرده ، براى همين روايت ديگرى را به نقل از مجاهد ، جانشين آن كرده است : عدهاى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى تبليغ به باديه رفته بودند تا مردم را به راه راست هدايت كنند . عدهاى دعوت آنها را مىپذيرفتند ، اما عدهاى هم به آنها مىگفتند : شما به خاطر فرار
هامش
( 1 ) . تبيان ، ج 5 ، ص 315 و از او در مجمع البيان ، ج 5 ، ص 119 - 120 .
( 2 ) . تبيان ، ج 5 ، ص 323 . در مغازى آن را نيافتيم .