تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
قبلا اشاره كرديم كه بستن در خانه‌هايى كه به مسجد النبى باز مىشد ، مقدمه‌اى براى ممنوعيت ورود مشركان به مسجد الحرام بود ، تا كسى از آنها اعتراض نكند كه چرا خودشان در مسجد مدينه مىخوابند و در آن جنب مىشوند ، اما ما را از ورود به مسجد الحرام منع مىكنند . ( 1 ) مرحوم كلينى در فروع كافى با سند خود از ابو حمزهء ثمالى از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند : افراد غريبى كه مسلمان شده و وارد مدينه گرديده بودند ، زياد شده بود . به طورى كه مسجد براى آنها تنگ شده بود و گنجايش همهء آنها را نداشت . خداوند به پيامبر وحى فرمود : مسجد خود را تطهير كن و نگذار كه كسى شب در آن خانه بخوابد و دستور بده كه درهايى كه به مسجد باز مىشود ، مسدود گردد ، مگر در خانهء على و مسكن فاطمه . و جنب از مسجد عبور نكند و غريبى در آن نخوابد . پس از آن رسول خدا دستور داد كه درها را ببندند و خانه فاطمه عليها السّلام را به حال خود باقى گذارد . « 1 » ( 2 ) از جمله روش‌هاى اسلام براى ايجاد گرايش و پذيرش احكام و قوانين ، تشبيه آن به قوانين و احكام اديان الهى سابق بوده است ، از اين رو قطب راوندى در كتاب نوادر با اسناد خود از امام صادق عليه السّلام از پدرش از پدرانش از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت مىكند : خداوند متعال به موسى عليه السّلام وحى فرمود : مسجد پاكيزه‌اى بنا كند كه در آن جز خودش و برادرش هارون و فرزندانش شبّر و شبير در آن نباشند . و به من دستور داده است كه در مسجد من ، جز خودم و برادرم على و فرزندانم حسن و حسين نباشند . « 2 » در مورد ولادت حسنين عليها السّلام نقل كرديم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ديدار دخترش فاطمه عليها السّلام آمد . فاطمه فرزندش حسن عليه السّلام را به دست پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله قنداقهء حسن عليه السّلام را گرفت و در گوش راست وى اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس فرمود : جبرئيل بر من نازل شد و فرمود : اى محمد ، پروردگارت به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : على عليه السّلام براى تو به منزلهء هارون براى موسى عليه السّلام است ، پس اسم اين فرزند را همانند فرزند هارون قرار بده . « 3 » گويى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخواست كه با بستن همهء درها و بازگذاشتن در خانه خودش و على عليه السّلام ،
هامش
( 1 ) . فروع كافى ، ج 5 ، ص 339 ، باب 21 ، حديث 1 . و در آن آمده است : پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه براى مسلمانان غريب سقيفه - يا همان صفه - ساخته شود . بنابراين صفه در سال نهم هجرى برپا شد . اين در حالى است كه ابو هريره و قبيله‌اش كه هشتاد نفر بودند به همراه اشعرىها كه پنجاه نفر بودند از يمن آمده بودند و در اواخر فتح خيبر به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ملحق شدند كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله سهمى از غنائم را براى آنها مقرر كرد و سپس آنها را در صفه مستقر كرد . با اين حساب چنين به نظر مىرسد كه صفه در سال هفتم بناگذارى شد نه در سال نهم . ( 2 ) . نوادر راوندى ، ص 8 ؛ بحار الانوار ، ج 39 ، ص 33 . ( 3 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 25 .