تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
( 1 )

هيأت بنى عليم

آنها از بنى كنانهء كلب در دومه الجندل بودند . رياست ايشان بر عهدهء قطن بن حارثه و برادرش أنس « 1 » يا اسد « 2 » بود . آنها بت ودّ را مىپرستيدند . سپس نصرانى شدند و پس از آن مسلمان گرديدند . قطن به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد و شعرى را سرود . او با زبان فصيح كه الفاظ غريبى در آن بود ، صحبت كرد و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درخواست كرد تا دعا كند ، در سرزمين ايشان باران ببارد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله براى ايشان دعا كرد و با خير و نيكى با آنها صحبت كرد . سپس قطن درخواست نوشته‌اى كرد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ثابت بن قيس دستور داد تا بنويسد : « . . . نامه‌اى است از محمد رسول الله براى طوايف كلب و هم‌پيمانان ايشان و هر كس ديگرى كه اسلام را بپذيرد و همراه قطن بن حارثه عليمى باشد . نماز را در وقت آن برپاى داريد و زكات را بپردازيد و به عهد و پيمان خويش وفادار باشيد . . . خداى متعال و رسول او بر اين قباله شاهد هستند و در حضور سعد بن عباده و عبد الله بن أنيس و دحية بن خليفه كلبى به امضا رسيد و ثابت بن قيس بن شماس آن را نوشته است » . « 3 » ( 2 ) بنى عليم ، طايفه‌اى از بنى جناب ، از كنانهء كلب بودند و پس از ايشان ، بنى جناب پيش آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آمدند و او براى ايشان نوشت : « اين نامه‌اى است از محمد پيامبر ، رسول خدا براى بنى جناب و أحلاف ايشان و هر كسى كه پيش ايشان برود بر اينكه : نماز را به پاى دارند و زكات را بپردازند و به ايمان تمسك بجويند و به عهد و پيمان وفا كنند و در هر ناقه‌اى . . . سعد بن عباده و عبد الله بن أنيس و دحية بن خليفهء كلبى بر آن شاهد هستند » . « 4 » ( 3 )

هيأت بن نهد از يمن

رياست اين هيأت را ابو ليلى خالد بن صقعب « 5 » بر عهده داشت و گفته شده است كه طهفة بن رهم يا زهير رياست ايشان را بر عهده داشت . ( 4 ) ابن اثير در موارد متعددى در كتاب نهايه آن را چنين ضبط مىكند ، اما در اسد الغابه ، به نقل از بنى
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 79 . ( 2 ) . اسد الغابة ، ج 1 ، ص 69 و ج 4 ، ص 207 . ( 3 ) . مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 417 - 422 با اندكى تصرف . و در ج 2 ، ص 392 نامهء ديگرى است كه براى طوايف كلب از اهالى دومة الجندل ، خطاب به حارثة بن قطن نوشته شده است ، شايد بعد از آن بوده است كه قطن از دنيا رفته و پسرش به محضر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رسيده و نامه‌اى از او درخواست كرده است . ( 4 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 285 ؛ مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 422 . ( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 79 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 417 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى