( 1 )
سنة الوفود
پس از آنكه در سال هشتم هجرى ، خداوند متعال مكه را براى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فتح كرد ، مردم كه بعضى منتظر و بعضى در شك و ترديد بودند ، گروه ، گروه در سال نهم دين اسلام را پذيرفتند و به امت اسلامى ملحق شدند و از اين رو سال نهم سنة الوفود ؛ يعنى سال پيش آمدن هيأتها به مدينه ناميده شد .
( 2 ) يعقوبى مىنويسد : هيأتهاى عرب بر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله وارد مىشدند و همراه هر هيأتى رئيس و بزرگ آنها حضور داشت . سپس 28 هيأت را نام مىبرد . « 1 »
و گويى كه وى هيأتها را بدون توجه به سال ورود آنها نام مىبرد . براى مثال وى هيأت مزينه به رياست خزاعى بن عبد نهم ( نهم بت آنها و او حاجب آن بود ) را نام مىبرد كه با حدود چهارصد نفر از قبيلهاش در ماه رجب سال پنجم هجرى وارد مدينه شده بود . « 2 » و چنان كه گذشت همراه هزار نفر در فتح مكه شركت كرد و سپس در حنين و تبوك شركت كردند .
( 3 ) همچنين يعقوبى از بنى سليم كه رئيس آنها وقّاص بن قمامه بود ، و بنى شيبان كه اسم رئيس آنها در نسخه سفيد مانده است ؛ نام مىبرد . بنى سليم از كسانى هستند كه در فتح مكه حاضر بودند و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى آنها پيماننامهاى نوشته بود . « 3 » و بنى شيبان از كسانى هستند كه بعد از جنگ حنين براى آنها پيماننامه نوشت . « 4 » و هشت هيأت ، چنان كه اشاره خواهد شد در سال دهم به ديدار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمدند .
بنابراين از اين 28 هيأتى كه يعقوبى نام مىبرد ، حدود چهارده هيأت باقى مىماند كه در سال نهم هجرى به خدمت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رسيدهاند و تاريخ ورود آنها به صورت دقيق يا تخمينى ذكر گرديده است . در اينجا آنهايى را كه باقى مىمانند ، ذكر مىكنيم :
( 4 ) 1 . هيأت بنى أسد بن خزيمه به رياست ضرار بن أزور . كحّاله مىنويسد : تاريخ آنها در اسلام با ورود هيأت آنها در سال نهم هجرى به پيشگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شروع مىشود . آنها در ده گروه و عشيره آمده بودند . سخنگوى آنان پيش آمد و عرض كرد : يا رسول اللّه ، ما شهادت مىدهيم كه : لا إله الا اللّه وحده لا شريك له و شهادت مىدهيم كه تو بنده و رسول او هستى . ما پيش تو آمدهايم ، در حالى كه لشكرى را به سوى ما نفرستادى !
آنها در هنگام گسترش اسلام در حجاز ، در اطراف كوههاى أجا و سلمى زندگى مىكردند و با بعضى از عشيرههاى مغفر و طى به صورت مشترك زندگى مىكردند و عطارد را مىپرستيدند . « 5 »
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 78 .
( 2 ) . اسد الغابة ، ج 1 ، ص 205 ، در شرح بلال مزنى .
( 3 ) . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 166 - 167 .
( 4 ) . معجم القبائل ، ص 1 ؛ مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 347 .
( 5 ) . معجم القبائل ، ص 21 ؛ مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 347 .