تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
فرستادهء خدا است و قبل از آن كه به شرى گرفتار شويد ، پيش من بيا . من به فرستادگانم دربارهء شما به نيكى سفارش كرده‌ام . . . و همانا حرمله شفاعت شما را كرده است و اگر خدا و شفاعت حرمله نبود ، پيكى نمىفرستادم ، بلكه ناگهان لشكر مرا مىديديد . اگر شما از فرستادگان من اطاعت كنيد ، همانا خدا و محمد و كسانى كه با او هستند به شما امان مىدهند و فرستادگان من عبارتند از : شرحبيل ، ابى ، حرمله و حريث بن زيد طايى . آنها هر گونه با تو مصالحه كنند ، من بدان راضى هستم و شما در ذمهء خدا و ذمهء محمد ، رسول خدا هستيد . سلام بر شما اگر اطاعت كرديد و اهل مقنا را مجهز كنيد تا به سوى سرزمينشان بروند » . ابن سعد مىنويسد : وقتى كه نامه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به دست يوحنا رسيد ، ترسيد كه سريه‌اى همانند سريه‌اى كه به دومة الجندل فرستاد ، به سوى آنها بفرستد ، براى همين خودش نزد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله رفت . « 1 » ( 1 )

اهالى أذرح و جرباء

أذرح و جرباء ، دو روستاى اردنى در جهت شمال غربى شهر مرزى مغان بودند . اين دو روستا سه ميل ( نه سه شبانه روز ) از هم فاصله داشتند . « 2 » آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در نامه‌اى براى اهالى آنجا نوشت « بسم الله الرحمن الرحيم ، اين نامه‌اى است از محمد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى اهالى جرباء و أذرج . آنان در امان خدا و امان محمد صلّى اللّه عليه و آله هستند . آنها بايد هر سال در ماه رجب صد دينار كامل بپردازند و خداوند كفيل آنان است . » گويى كه پس از اين نامه ، أذرج از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند كه براى آنان نامه را به طور مستقل بنويسد و براى همين دستور داد ، بنويسند : « بسم الله الرحمن الرحيم ، از محمد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به اهالى أذرج . آنها در امان خدا و امان محمد صلّى اللّه عليه و آله هستند . بر عهدهء آنان است كه هر ساله در ماه رجب صد دينار كامل را پردازند . و خداوند كفيل آنان است كه به نيكى دربارهء مسلمين رفتار كنند و هر كسى از مسلمانان كه به آنها پناه ببرد ، به او پناه دهند . . . » « 3 » ( 2 ) واقدى با سند خود از جابر انصارى روايت كرده است : روزى يوحنّا بن رؤبه را نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آوردند . ديدم كه پيشانىاش را با پارچه‌اى بسته و صليبى از طلا بر گردنش بود . او وقتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 289 . ( 2 ) . معجم المعالم الجغرافية فى السيرة النبويه ، ص 81 و المعجم الجغرافى للبلاد العربية السعوديه ، ص 21 . او قول به اين كه امر حكمين بين على عليه السّلام و معاويه در اينجا بوده است را ترجيح داده است . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1032 .