كرد . « 1 » و گويى كه وى از نص صلحنامه ، مسلمان شدن اكيدر را نفهميده است و دوباره گفته است : و در اين قباله ، پرداخت جزيه را به عهدهء آنها گذاشت . « 2 »
( 1 )
اهل مقنا
بين تبوك و شهر معان در مسير عمان اردن در اوايل مرزهاى اين كشور ، 238 ، كيلومتر است و درياى مجاور با اين خشكىها ، درياى احمر است كه دو شعبه دارد :
شعبهاى ، از اردن عبور مىكند كه بندر اصلى اردن ، يعنى بندر عقبه در كنار شهر عقبه و خليج عقبه قرار دارد و سابقا بندر أيله ناميده مىشد و در جنوب آن تنگهاى كوهستانى قرار داشت كه شهر نيز به همان تنگه نسبت داده مىشد و مدخل ورودى شهر عقبه ، بويب ناميده مىشد . در ساحل عقبه ، بين رأس الشيخ و حقل ، روستايى بود كه مقنا ناميده مىشد . واقدى نقل مىكند : اهالى تيماء ، دومة الجندل و أيله ، وقتى كه ديدند تمامى باديهنشينها و حتى اهل مقنا تسليم شده و اسلام را پذيرفتهاند ، از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ترسيدند « 3 » گويى كه اهل مقنا از تيرههاى بنى وائل ، جذام و سعد الله بودند . عبيد بن ياسر كه تيرهء سعد اللّه بود ، در حالى كه سواره بود و مردى از جذام او را همراهى مىكرد ، در تبوك خدمت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رسيدند و اسلام آوردند . « 4 »
( 2 ) همراه اين دو نفر ، اسب بسيار خوبى بود كه مراوح نام داشت . عبيد آن را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هديه كرد و عرض كرد : اين اسب از تندروترين اسبها است . مسابقهاى ترتيب دادند و اين اسب در مسابقه برنده شد . پيامبر سخن عبيد را تأييد ، و هديه را از او قبول كرد و آن را به مقداد بن عمرو « 5 » هديه كرد . در مقابل
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1030 و 1028 . قبلا نقل كرديم كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله دستور داد تا انگشترى برايش تهيه كنند تا به وسيلهء مهر آن ، نامههايى را كه در اول سال هفتم هجرى به سوى پادشاهان فرستاد ، مهر كند .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 1030 . ابن اثير ، متوفاى 630 هجرى در اسد الغابه ، ج 1 ، ص 113 مىنويسد : بر كسانى كه او را مسلمان و در نتيجه از صحابهء پيغمبر دانستهاند اشكال مىشود : اما سريهء خالد صحيح است ؛ ولى اكيدر چيزهايى را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هديه كرد و با او صلح نامهاى امضا كرد ؛ ولى اسلام نياورد . و اين مطلبى است كه صاحبان سيره در آن اختلافى ندارند : و هر كس كه گفته است او اسلام آورد ، خطاى آشكارى كرده است .
ابن اثير با اين سخن به بلاذرى در فتوح البلدان ، ص 72 ، و ابن منده و ابى نعيم اشكال مىكند كه اكيدر را از صحابه ذكر كردهاند . سپس احمد بن حجر عسقلانى ، متوفاى 852 هجرى در كتاب الإصابة ، ج 1 ، ص 124 ، به ابن اثير اشكال مىكند و ادله كسانى كه او را مسلمان و از اصحاب دانستهاند ، نقل مىكند . براى مطالعه بيشتر به مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 387 - 393 مراجعه كنيد .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1031 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 1032 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 1033 .