تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
عمر بن خطاب نزد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله رفت و عرض كرد : اى رسول خدا ، دستور بفرماييد تا همه ، آذوقه‌هاى خود را بياورند و سپس آن را در جايى جمع كنيد و از خدا بخواهيد كه در آن بركت قرار دهد ، چنان كه در حديبيه ، وقتى به كمبود مبتلا شديم ، چنين كرديد ، زيرا خداوند دعاى شما را مستجاب مىكند ! ( 1 ) آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه جارچى اعلام كند تا همه آذوقه‌هاى خود را بياورند . پس دستور داد كه سفره‌هايى از پوست دباغى شده را باز كنند و آذوقه‌ها را در آن جمع كنند . در اين ميان هر يك ، مقدار كمى آرد و خرما و سويق و پاره‌اى نان مىآوردند و هر كدام را در جاى جداگانه‌اى مىگذاشتند . سپس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله برخاست و وضو گرفت و دو ركعت نماز به جاى آورد و سپس از خداى عز و جل درخواست كرد كه آن را بركت بدهد . سپس جارچى اعلام كرد تا هر كس بيايد و به اندازهء نيازش آذوقه بردارد ! مردم پيش آمدند و هر كس ، كيسه يا پيمانهء خود را از آرد و سويق و نان پر مىكرد ! و با اين حال آذوقه‌هاى جمع‌آورى شده در سفره‌ها لحظه به لحظه زياد مىشد تا اينكه تمام افراد ، آذوقه مورد نياز خود را برداشتند و در اين حال رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در كنار اين سفره‌ها ايستاده بود و مىفرمود : شهادت مىدهم كه لا إله الا الله و محمد رسول اللّه و شهادت مىدهم كه هر كس اين شهادتين را از صميم دل بگويد ، خداوند او را از آتش جهنم مصون نگاه مىدارد « 1 » . ( 2 ) قطب راوندى نيز آن را چنين نقل كرده است : بعضى پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از تمام شدن آذوقه شكوه كردند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله دستور داد ، هر كس چيزى از آرد ، خرما يا سويق دارد ، بياورد . شخصى مقدارى آرد و ديگرى مقدارى سويق آوردند و در عباى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله كه بر زمين گسترده شده بود ، ريختند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله يكى از دست‌هايش را بر آرد و دست ديگرش را بر سويق گذاشت و فرمود : در ميان مردم اعلام كنند كه اگر كسى آذوقه مىخواهد ، بيايد ! مردم پيش آمدند و ظرفها و كيسه‌هاى خود را پر كردند و با اين حال آن آرد و خرما به همان صورت اوليه خود باقى بود ! « 2 » ( 3 )

كرامتى در وادى الناقة

رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در مسير بازگشت از تبوك به وادى الناقه « 3 » رسيد . در اين محل ، چشمهء كوچكى در زير سنگى بود كه در پايين آن مقدار كمى آب جمع مىشد كه دو يا سه نفر مىتوانستند تمام آن را بياشامند .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1037 - 1039 ، به نقل از چهار نفر از صحابه به نام‌هاى : ابو هريره ، أبى زرعه جهنى ، أبى حميد ساعدى و سهل بن سعد ساعدى . ( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 319 ، ح 60 . ( 3 ) . در سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 171 ، وادى المشفّق آمده است .