الرحيم . اين نامهاى است از محمد رسول خدا براى مالك بن احمر و كسانى كه از او پيروى كنند و مسلمان شوند . آنها مادام كه نماز به پاى دارند و زكات پردازند و از مسلمانان حمايت كنند و از مشركان دورى گزينند و خمس غنائم را بپردازند و سهم بدهكاران را بدهند ، در امان خداى متعال و امان محمد رسول الله هستند . « 1 » »
( 1 ) طبرى مىنويسد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زمانى كه در تبوك بود ، ابو عبيدهء جراح را به سوى بنى جذام فرستاد او بعضى از آنان را به قتل رسانيد و بعضى را اسير كرد و سعد بن عباده را به سوى عدهاى از بنى سليم و بلىّ فرستاد ، اما هنگامى كه وى به آنها نزديك شد ، فرار كردند . « 2 »
و در اين زمان هرقل كه در حمص « 3 » يا دمشق « 4 » اردو زده بود ، هيچ تحركى از خود نشان نداد و آنچه كه در مدينه شايع شده بود ، مبنى بر اينكه او ، لشكريانش را به سوى أدنى الشام فرستاده است ، دروغ بود . « 5 »
( 2 )
بازگشت از تبوك
از يعقوبى و طبرى نقل شد كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در ماه شعبان به تبوك رسيد « 6 » . و از ابن اسحاق نقل شد كه وى ده شب و خوردهاى در آنجا ماند « 7 » . و از واقدى نقل شد كه بيست شب در آنجا اقامت كرد « 8 » تا اين كه ماه مبارك رمضان فرارسيد . آنگاه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله تصميم به بازگشت از تبوك گرفت ، در حالى كه مردم با كمبود شديد آذوقه مواجه شده و شترها به شدت ضعيف شده بودند .
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 79 ؛ لسان الميزان ، ج 3 ، ص 20 ؛ الاصابة ، ج 3 ، شمارهء 7593 ، اسد الغابة ج 4 ، ص 271 و مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 349 .
( 2 ) . إعلام الورى ، ح 1 ، ص 244 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1015 .
( 4 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 236 .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1019 و شيخ مفيد در ارشاد ، ج 1 ، ص 154 گفته است . خداوند به پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله وحى فرو فرستاد كه به سوى تبوك حركت كند و به او خبر داد كه در اين سفر ، جنگى پيش نمىآيد و احتياج به تهيهء اسلحه و آلات جنگى فراوان ندارد . واقدى در مغازى ، ج 2 ، ص 1019 نوشته است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در تبوك با اصحابش مشورت كرد كه آيا به سوى شام پيش بروند يا خير ؟ عمر عرض كرد : اگر به پيش روى دستوردادهشدهاى ، پيشروى كنيد ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر دستور داده شده بودم كه با شما مشورت نمىكردم . و همين ، قول شيخ مفيد را تأييد مىكند كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از طرف خدا مأمور نشده بود تا كه بيش از تبوك پيشروى كند ؛ و لذا براى تصميم به اين كار به مشاوره با اصحابش پرداخت . و واقدى در ج 2 ، ص 1019 نقل كرده است كه عمر گفت : نزديك شدن شما باعث ترس و دلهرهء شاميان شده است . و بر اين حرف دليلى نيست ، زيرا واقدى خودش مىنويسد : هرقل و سپاه روم در حمص يا دمشق مستقر بودند و هيچ تحركى از خود نشان ندادند ! بنابراين آنچه كه در سيرة المصطفى ، ص 650 - 653 و در سيد المرسلين ، ج 2 ، ص 568 . 569 آمده ، باطل است .
( 6 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 68 و اعلام الورى ج 1 ، 244 .
( 7 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 170 .
( 8 ) . مغازى واقدى ، 2 ج ص 1015 - 1016 .