تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله لشكريان را از ورود به خانه‌هاى قوم ثمود در مدائن صالح ممانعت نكرد ، بلكه آنها را تشويق كرد كه با ديدهء عبرت‌بين و با خوف از مبتلا شدن به بلايى كه قوم ثمود بدان گرفتار شدند ، به بازديد از خانه‌ها بپردازند . و بنا بر آنچه ابن هشام از زهرى « 1 » و واقدى از سهل بن سعد ساعدى و از ابى سعيد خدرى روايت كرده‌اند ، آن حضرت كراهت داشت كه لشكريانش چيزى از خانه‌هاى قوم ثمود بردارند و دستور داد كه اگر چيزى برداشته‌اند ، آن را بيندازند . « 2 » ( 1 )

مستجاب شدن دعاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله

واقدى با سند خود از ابى سعيد خدرى روايت كرده است : پس از طلوع صبح ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور حركت داد در حالى كه ذخيرهء آب لشكريان به اتمام رسيده بود . عده‌اى پيش آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آمدند و از تشنگى شكايت نمودند « 3 » و عرض كردند : اى پيامبر خدا ، اگر به درگاه خدا دعا كنى ، سيراب نمىشويم ؟ فرمود : چرا ، اگر دعا كنم ، سيراب مىشويم . عرض كردند : پس از خدا درخواست كنيد كه ما را سيراب گرداند . « 4 » ( 2 ) و از عبد اللّه بن ابى حدرد روايت كرده است : ديدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رو به قبله ايستاد و مشغول دعا كردن بود كه ابرها از هر سو پيش آمدند و متراكم شدند و باران شروع به باريدن كرد ! گويى هنوز صداى تكبير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير باران را مىشنوم . سپس باران قطع شد در حالى كه در گودال‌هاى زمين باران پر شده بود و در بعضى از آنها آب جارى بود . مردم همگى سيراب شدند و آب برداشتند و شنيدم كه رسول خدا مىفرمايد : شهادت مىدهم كه من رسول خدا هستم . او در ادامه گفت : من به يكى از منافقين ( أوس بن قيظى يا زيد بن لصيت قينقاعى ) گفتم : واى بر تو ! آيا بعد از مشاهدهء اين معجزه ، چيز ديگرى مىخواهى ؟ ! گفت : اين ابرى بود كه از اينجا مىگذشت ! ( 3 ) سپس با سند خود از محمود بن لبيد ، از زيد بن ثابت روايت كرده است : پس از آنكه لشكريان در غزوهء تبوك با مشكل بىآبى مواجه شدند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دعا كرد و خداوند ابرى را فرستاد كه بر
هامش
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى اولى دعا كرد و شفا يافت و دومى مفقود شد تا پس از مدتى عده‌اى از افراد قبيلهء طى او را به مدينه آوردند . ابن اسحاق متذكر شده است كه راوى اسم اين دو نفر از انصار را مىدانست ، لكن از نام بردن آنها خوددارى كرد ، زيرا بر خلاف دستور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمل كرده بودند ! و مجلسى در بحار الانوار ، ج 21 ، ص 249 به نقل از المنتقى خبر آن دو را ذكر كرده است . ( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 165 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1008 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 1008 . ( 4 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 98 ، ح 160 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 373 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى