تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
( 1 ) قمى مىنويسد : وقتى كه ابو خيثمه همسرانش را ديد ، گفت : به خدا اين از انصاف به دور است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ميان باد و گرما براى جهاد خارج شده باشد و ابو خيثمه كه قوى و تندرست است ، در خانه‌اش نشسته و دو زن زيبا در كنارش باشند ! به خدا قسم كه اين انصاف نيست ! پس از آن به سرعت بر ناقه‌اش سوار شد و خود را به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رسانيد . لشكريان ديدند كه سواره‌اى به سرعت در حال نزديك شدن است و به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اطلاع دادند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ان شاء اللّه كه ابو خيثمه باشد . او جلو آمد و جريان خود را براى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله تعريف كرد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى او دعا كرد . « 1 » ( 2 )

احكام فقهى و مسجدهاى بين راه

نوشته‌اند كه در ثنية النور - بعد از ثنية الوداع - غلام مسلحى پيش آن حضرت آمد و پرسيد : آيا مىتوانم همراه شما به جهاد بيايم ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال كرد : تو كيستى ؟ جواب داد : غلام زنى از بنى ضمرة هستم كه ارباب بدى است ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : پيش ارباب خودت برگرد و همراه ما به جهاد نيا كه داخل جهنم مىشوى « 2 » . در صفحات قبل نقل كرديم كه شتر ابو ذر از حركت بازماند و ابو ذر او را رها كرد . و شايد كه افراد ديگرى هم اين كار را كرده باشند . پس از آن فردى اين شتر ضعيف را پيدا كرد و چند روزى به آن رسيدگى كرد تا خوب شد سپس سوارش شد . صاحب اول كه شترش را ديد ، آن را مطالبه كرد ، اما دومى از تحويل آن خوددارى كرد . براى قضاوت پيش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفتند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر كس چارپايى را زنده كند ، مال اوست « 3 » . پس حق كسى كه از شتر خودش اعراض كرده بود را ساقط كرد و حق را به زنده كنندهء آن داد . ( 3 ) همچنين يعلى بن اميه اجيرى را اجاره كرده بود . اين اجير با مردى دعوا كرد . آن مرد انگشتش را گاز گرفت و اجير دستش را با فشار بيرون كشيد . در نتيجه دو دندان پيشين آن مرد كنده شد ! آنها براى طرح شكايت پيش رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رفتند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : با هم دعوا مىكنيد و يكى از شما ديگرى را همانند شتر نرى گاز مىگيرد ؟ ! آنگاه براى او ديه تعيين نكرد و آن را براى او باطل اعلام كرد . « 4 » آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله پيراهن سرتاسرى پشمى « 5 » رومى « 6 » پوشيده بود ، زيرا پشم از سرما و گرما محافظت
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 294 ، تبيان ، ج 5 ، ص 314 - 315 ؛ مجمع البيان ، ج 5 ، ص 120 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 996 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 1002 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 1012 . ( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 1003 . ( 6 ) . همان ، ج 2 ، ص 1011 .