تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
او گفت : اى پسر ، مگر ديوانه شده‌ام كه در اين باد و هواى گرم و اين مسير طولانى به سوى رومىها خارج شوم ؟ ! به خدا كه از ترس رومىها در امان نيستم در حالى كه در منزل خود در خربى باشم ! پسرم ، به خدا قسم كه من نسبت به حوادث روزگار آگاه هستم ! تو همراه آنان برو و در جنگ شركت كن ! پسرش گفت : نه به خدا قسم ، اين آگاهى و بصيرت نيست ، بلكه نفاق و دورويى است ! جدّ بن قيس ، كفش خود را بلند كرد و بر صورت پسرش عبد اللّه زد ! امّا عبد اللّه سكوت كرد و بدون هيچ اقدامى از آنجا رفت . « 1 »

گريه كنندگان

( 1 ) طبرسى از ابو حمزه ثمالى روايت مىكند : هفت نفر نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمدند و عرض كردند : اى رسول خدا ، ما مركب نداريم ، ما را هم با خود ببريد . سه نفر از آنها به نام‌هاى : عبد الرحمن بن كعب ، عتبة بن زيد و عمرو بن غنمة ، از بنى نجار بودند و چهار نفر به نام‌هاى : سالم بن عمير ، عبد اللّه بن معقل ، عبد اللّه بن عمرو بن عوف و هرم بن عبد اللّه از مدينه بودند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : مركبى ندارم كه شما را حمل كنم . ( 2 ) واقدى اضافه كرده است : آنان از فقراى انصار بودند . وقتى به دنبال پاسخ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گريه كردند ، عباس بن عبد المطلب دو نفر از آنها و عثمان بن عفان دو نفر ديگر و يامين بن كعب نضرى از بنى نضير سه نفر باقيمانده را با خود حمل كردند . « 2 » ( 3 ) عياشى در تفسيرش با سند خود از زراره و حمران و محمد بن مسلم ثقفى از امام باقر و امام صادق عليهما السّلام روايت كرده‌اند : يكى از اين افراد ، عبد الله بديل بن ورقاء خزاعى بود . « 3 » ( 4 ) و قمى در تفسير خود آورده است : آنها هفت نفر بودند ؛ از بنى عمرو بن عوف ، سالم بن عمير عمرى بدرى بود كه در بدر شركت كرده بود . و از بنى واقف ، هرم بن عمرو ، و از بنى حارثه ، علبة بن زيد و از بنى مازن بن نجار ، ابو ليلى عبد الرحمن بن كعب و از بنى سلمه ، عمرو بن عتبة و از بنى زريق ، سلمة بن صخر و از بنى سليم ، عرباض بن ساريهء سلمي بودند . « 4 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 992 - 993 . ( 2 ) . تبيان ، ج 5 ، ص 580 ؛ مجمع البيان ، ج 5 ، ص 91 ؛ مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 933 و به اين سبب آنها بكايين ( گريه كنندگان ) ناميده شدند . ( 3 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 104 - 105 . ( 4 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 293 . و اين عين الفاظ واقدى در مغازى ، ج 2 ، ص 994 مىباشد كه آن را به صورت مختصر در ج 2 ، ص 1024 تكرار كرده است . و اينها همان كسانى هستند كه در سورهء توبه ، آيه 91 درباره آنان آمده است :« لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ . . .وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً »؛ بر ناتوان‌ها و . . . و بر كسانى كه چون -