تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
( 1 )

خبر بريدهء أسلمى

نقل شد كه بريدهء أسلمى همراه سريهء خالد بن وليد بود . از او روايت شده است : من چنان بغض و كينه‌اى به على عليه السّلام داشتم كه نسبت به هيچ كس نداشتم تا جايى كه من مرد ديگرى از قريش ( خالد بن وليد ) را به خاطر دشمنىاش با على ، دوست مىداشتم ! پس هنگامى كه آن مرد قريشى ( خالد ) به همراه عده‌اى سواره نظام به سوى يمن فرستاده شد ، همراه او حركت كردم ، زيرا او على عليه السّلام را دوست نداشت ! و در اينجا از بريده نقل مىكند : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را فرستاد تا غنائم و اسيران را تخميس كند . در ميان زنان ، كنيزى بود كه از بهترين زنان بود . او اسراى زن را تخميس كرد و بقيه را بين لشكريان تقسيم نمود . سپس در حالى كه از سرش آب مىچكيد بر ما وارد شد ! پرسيديم : اين ديگر چيست اى ابا الحسن ؟ ! گفت : آن كنيزى كه در ميان اسرا بود ، جزء خمس قرار گرفت و از سهام آل البيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شد ! آن مرد ( خالد ) در ضمن نامه‌اى اين مطلب را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نوشت . من به او گفتم : مرا براى رساندن نامه بفرست تا محتواى نامه را حضورا گواهى بدهم و او مرا فرستاد . ( 2 ) هنگامى كه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شدم ، شروع به خواندن نامه كردم و سپس گفتم : او عين واقعيت را نوشته است ، اى رسول خدا ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله دست مرا گرفت و پرسيد : آيا بغض على عليه السّلام را در دل دارى ؟ ! پاسخ دادم : بله . فرمود : بغض او را به دل نداشته باش و اگر او را دوست مىدارى ، سعى كن كه محبتت نسبت به او افزون گردد . قسم به خدايى كه جانم در دست اوست ، سهم آل على در خمس ، بيشتر و بهتر از آن كنيز است . « 1 » ( 3 ) شيخ مفيد در ارشاد اين خبر را نقل كرده و افزوده است : بريده حركت كرد تا جلوى در حجرهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رسيد . در آنجا عمر بن خطاب او را ديد و از او دربارهء غزوه و علت آمدنش سؤال كرد . او جواب داد كه آمده است تا از على عليه السّلام شكايت كند و براى او توضيح داد كه على عليه السّلام از خمس غنائم ، كنيزى را براى خودش برداشته است ! عمر گفت : مأموريت خود را انجام بده و بدان كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به خاطر دخترش از كارى كه على عليه السّلام انجام داده است ، بسيار ناراحت خواهد شد . بريده بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وارد شد و نامهء خالد را براى او خواند . رنگ چهرهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عوض شد و با اين وجود ، بريدة گفت : اى رسول خدا ، اگر به مردم اجازه دهيد كه اين گونه در غنائم تصرف كنند ، چيزى از آن باقى نمىماند ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : اى بريده ! واى بر تو ، منافقانه صحبت كردى ! همانا ، آنچه از غنائم براى من
هامش
( 1 ) . از بدايه و نهايه ابن كثير و در سيرهء مصطفى ، ص 680 - 681 و لكن مؤلف معروف ، در صحّت محتواى اين خبر تشكيك كرده است كه اين تشكيك وارد نيست .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 352 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى