به خدا قسم به زودى چنان قوى مىشوند كه تو مىشنوى يك زن به تنهايى و بدون هيچ خوف و واهمهاى از قادسيه سوار شتر مىشود و به زيارت بيت اللّه الحرام مىآيد !
و شايد قصر و كاخها و قدرت پادشاهان را مىبينى و همين مانع از ورود تو به دين اسلام مىشود ؟ ! اما به خدا قسم به زودى مىشنوى كه قصرهاى سفيد در سرزمين بابل براى مسلمانان فتح شده است !
عدى گفت : آنگاه به دست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اسلام آوردم . « 1 »
( 1 )
نماز ميت بر نجاشى از راه دور
كازرونى در ضمن حوادث سال نهم هجرى مىنويسد : در ماه رجب اين سال ، نجاشى أصمحه كه مسلمانان پيش وى هجرت كرده بودند ، از دنيا رفت . او مسلمان شده بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وفاتش را به مسلمانان تسليت گفت . « 2 »
به نظر مىرسد كه وفات وى در ابتداى ماه رجب سال نهم بوده است ؛ زيرا در آستانهء خروج آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله براى غزوهء تبوك در اواخر ماه رجب رخ داده است . و نقل خواهيم كرد كه سبب خروج آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به سوى تبوك ، شايع شدن اخبارى بود كه كاروانهاى تجارتى شام دربارهء آماده شدن روم براى حمله به مسلمانان نقل كرده بودند . شايد كه شيوع اين خبر ، بعد از انتشار خبر وفات پشتيبان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نجاشى أصحمه رخ داده است ، زيرا زمان را براى پخش چنين شايعاتى مناسب ديدهاند . و در مقابل ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله زمان را مناسب ديد كه نيرو و قدرت خود را به نمايش بگذارد تا دشمنان اسلام را كه در مسير مدينه تا شام بودند ، بترساند .
( 2 ) اين احتمال را آنچه حلبى از قتاده ، از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل مىكند ، تأييد مىكند . او مىنويسد :
وقتى كه نجاشى از دنيا رفت ، جبرئيل به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تسليت گفت . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مردم را در بقيع جمع كرد . به اذن خدا پردهها كنار رفت و او جنازهء نجاشى را بر تخت پادشاهىاش در حبشه مىديد و بر جنازهاش نماز خواند . هرقل ، پادشاه روم از مرگ نجاشى مطلع نشده بود تا وقتى كه تاجرانى از مدينه ، خبر را به روم بردند . جابر گفت : پس از آن ، از هر طرف خبر رسيد كه نجاشى أصحمه در همان ساعت و در همان روز از دنيا رفته است ! « 3 »
( 3 ) و صدوق در خصال ، با سند خود از امام حسن عسكرى عليه السّلام روايت مىكند : پس از آنكه جبرئيل خبر مرگ نجاشى را براى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آورد و به او تسليت گفت ؛ آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله گريه كرد و به مسلمانان
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 225 - 227 و طبرسى خلاصه اين خبر را در إعلام الورى ، ج 1 ، ص 252 آورده است .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 368 به نقل از المنتقى فى احوال المصطفى .
( 3 ) . مناقب آل أبي طالب ، ج 1 ، ص 107 .