تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
( 1 ) اين سوره بعد از بسم الله و تسبيح خداوند متعال ، مؤمنين را به معناى عامى تذكر مىدهد به اينكه آنها بعد از شهادت به توحيد و اقرار به رسالت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اسلام را پذيرفته‌اند و بايد به آنچه كه گفته‌اند عمل كنند و به آنها يادآورى مىكند كه افرادى ، رسالت موسى عليه السّلام را پذيرفتند ، اما بعدا در مقام عمل مضطرب و منحرف شدند و خداوند قلب‌هايشان را به خاطر اعمالشان منحرف و مريض كرد . پس بايد مواظب باشند كه مثل آنها نشوند و اين پيامبرى كه احمد صلّى اللّه عليه و آله است ، عيسى به آمدنش بشارت داده و خدا اين رسولش را با كتاب هدايت و دين حق ارسال كرده است و او رسانندهء اين نور و مظهر اين دين بر تمام اديان مىباشد ، اگر چه مشركان و كافران خوششان نيايد . پس آنان به رسولش ايمان بياورند و در راه خدا جهاد كنند . از سخنان بيهوده و ياوه‌گويىهايشان دست بردارند و به خدا و رسولش ايمان بياورند و در راه خدا جهاد كند و از انصار خدا و رسولش باشند . « 1 » گويى كه مؤمنين به معناى عام ، به صورت عملى ملتزم به مقتضاى ايمان به رسالت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نبودند و اين تذكر به مقتضاى ايمان به رسول خدا و مقام نبوت و رسالت اشاره كرده است و اين متناسب با حوادثى است كه در آيات سورهء تحريم بدان اشاره شد . ( 2 )

سورهء جمعه

سورهء بعدى بر اساس ترتيب نزول ، سورهء جمعه مىباشد . « 2 » قبلا خبرى را از اقامه نماز جمعه به وسيلهء انصار اوليه در مدينه نقل كرديم و گفتيم كه قبل از هجرت آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ، با اجازهء او نماز جمعه برگزار شد . همچنين به اولين نماز جمعه‌اى كه وى اقامه كرد و خطبه‌هاى آن اشاره كرديم . « 3 » فاصلهء زمانى بين اولين نماز جمعه و نزول سورهء جمعه بيشتر از هشت سال بوده است . در اين صورت آيهء نهم اين سوره ، از آيات الاحكام به معناى تشريع تأسيسى نيست ، بلكه براى تأكيد مطلبى است كه سال‌ها قبل تشريع شده است . تمام آيات سورهء جمعه در مورد نماز جمعه نيست ، بلكه سه آيهء اول در مورد بعثت آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و از آيهء پنج تا هفت در احتجاج با يهوديان و به خصوص اخبار آنها مىباشد كه حاملان تورات بودند و همين ، اين احتمال را تقويت مىكند كه نزول آن ، قبل از پايان جنگ با يهوديان بنى قريظه و بنى نضير و بنى قينقاع و قلعه‌هاى خيبر و فدك و وادى القرى و در نهايت با يهوديان تيماء در اوايل سال هفتم هجرى بوده است .
هامش
( 1 ) . نك : الميزان ، ج 19 ، ص 248 - 250 . ( 2 ) . التمهيد ، ج 1 ، ص 107 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 431 - 432 .