شايد كه عروة ، وعده و وعيدهاى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را نسبت به ثقفىها شنيده بود و به شدت متأثر شده بود . واقدى مىنويسد : گفته شده است كه او در بين مكه و مدينه به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ملحق شد و درستتر اين است كه بگوييم در ذى الحجهء سال هشتم هجرى در مدينه خدمت آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله رسيد .
( 1 ) او خودش را صاحب مقام و جايگاه خاصى در ميان ثقيف مىدانست و مىگفت : اگر آنها مرا در خواب بيابند ، به خاطر احترام ، مرا بيدار نخواهند كرد ! او خود را بسيار محبوب آنها مىدانست و مىگفت :
اى رسول خدا ، من در چشم آنان ، از كودكانشان عزيزتر و دوستداشتنىتر هستم ! و از آنجا كه دوست داشت در هر كارى پيش قدم باشد ، مىخواست كه از اولين افراد ثقيف باشد كه اسلام آورده و آنها را به اسلام دعوت كرده است ؛ از اين رو به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : به خدا قسم كه چنين دينى را نديدهام كه كسى براى تبليغ آن رفته باشد . من براى اصحاب و قوم خود ، بهترين وارد شونده خواهم بود و هيچ فرستادهاى بر قوم خود وارد نشده است كه چيزى بهتر از اين دين را براى آنان به ارمغان برده باشد ! اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، شما مىدانيد كه من در جاهاى بسيارى ، از پيش قدمها بودهام و در اينجا هم مىخواهم كه از اولينها باشم .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : آنان تو را مىكشند ! عرض كرد : اى رسول خدا ، من در چشم آنها از كودكانشان عزيزتر هستم ؛ اما پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وى اجازه نداد .
سپس او دوباره سخنان خود را تكرار كرد و در ضمن گفت : اى رسول خدا ، آن قدر براى من احترام قائل هستند كه اگر مرا در خواب بيابند ، مرا بيدار نخواهند كرد ! اما با اين حال ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وى اجازه نداد .
او براى سومين بار درخواست خودش را مطرح كرد تا اين كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر مىخواهى ، برو . او به سرعت و در عرض پنج روز خودش را به طائف رسانيد و در هنگام نماز عشاء بر آنها وارد شد .
( 2 ) از آداب و رسوم آنها اين بود كه هر مسافرى به محض ورود به طائف ، پيش بت لات مىرفت و سر خود را مىتراشيد ، اما او چنين نكرد . عدهاى پيش او آمدند و به رسم جاهليت گفتند : أنعم مساء ! او جواب آنان را به رسم جاهليت نداد ؛ بلكه گفت : بر شما باد كه همانند اهل بهشت به هم سلام كنيد ! سپس گفت : اى قوم من ، آيا مرا متهم مىكنيد كه چرا مسلمان شدهام ؟ ! آيا نمىدانيد كه من از اشراف و ثروتمندان و از صاحب منصبان شما بودهام ؟ ! به درستى كه چيزى مرا به پذيرش اسلام وادار نكرد ، مگر اينكه ديدم نبايد كسى از آن روى برگرداند ! نصيحت مرا بپذيريد و از من روىگردان نباشيد . به خدا قسم كه كسى براى قوم خود ، چيزى بهتر از آنچه براى شما آوردهام ، نياورده است !
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي
ص٢٨٣