( 1 )
اولين هيأت طائف
شيخ طوسى در امالى با سند خود از امام صادق عليه السّلام از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت مىكند : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى انجام عمره از جعرانه وارد مكه شد ، عدهاى از اهل وجّ ، از طائف بر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله وارد شدند و اسلام خود و قومشان را اعلام كردند ، اما نماز و زكات « 1 » را نپذيرفتند !
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هيچ خيرى در دينى كه ركوع و سجود در آن نباشد ، نيست ؛ قسم به كسى كه جانم در دست او است ، نماز را به پاى مىداريد و زكات را مىپردازيد و الّا مردى را به سوى شما مىفرستم كه همانند خودم است و گردن جنگجويان شما را خواهد زد و ذريهء شما را اسير خواهد كرد ! سپس دست على عليه السّلام را گرفت و بلند كرد و فرمود : آن مرد ، اين است . « 2 »
سپس در شب پنجشنبه از مكه به سوى جعرانه رفت و گويى كه شب را در جعرانه به صبح آورد . در روز پنجشنبه ، وادى جعرانه را پشت سر گذاشت و وارد سرف در 25 كيلومترى مكه شد ، سپس به سوى مر الظهران « 3 » رفت كه دستور داده بود باقيماندهء غنائم در آنجا جمعآورى شود . آنگاه به سوى مدينه حركت كرد و در روز جمعه كه شش يا سه شب از ذى القعده باقى مانده بود ، وارد مدينه شد . « 4 »
( 2 )
آيات نازل شده دربارهء حنين
در روايات مربوط به نزول آيات و شأن نزول آنها ، مطلبى كه مربوط به حوادث بعد از فتح مكه ، از قبيل جنگ حنين و هوازن و ثقيف و طائف باشد ، نقل نشده است ، مگر آياتى كه مىفرمايد :
« وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ . . . »
. اين آيات در سورهء توبه قرار دارد كه تقريبا يك سال بعد از حنين و به هنگام بازگشت از جنگ تبوك در سال نهم هجرى نازل شده است ، مگر آياتى از سورهء نور كه بدان اشاره خواهد شد .
( 3 )
اسلام آوردن عروة بن مسعود و شهادتش
گفته شد كه عروة بن مسعود ثقفى به جدش در مرزهاى يمن رفت تا ساختن منجنيق و قلعه خراب كن را از مردم آنجا ياد بگيرد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ثقفىها را محاصره كرد و قبل از آن كه عروة بازگردد ، دست از محاصره كشيد و به مدينه بازگشت .
هامش
( 1 ) . گفته خواهد شد كه وجوب زكات از اول سال نهم هجرى بوده است .
( 2 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 504 - 505 ، حديث 1106 . به زودى دربارهء هيأت دوم آنها كه ده ماه بعد و در ماه رمضان سال نهم هجرى وارد مدينه شد ، صحبت خواهيم كرد .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 959 .
( 4 ) . شش شب در سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 143 - 144 و سه شب در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 960 و 973 آمده است .