تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
( 1 ) سپس از عبد الله بن مسعود روايت كرده است : روزى از يكى از منافقين به نام معتّب بن قشير عمرى شنيدم كه مىگويد : در اين هديه‌ها رضايت خدا در نظر گرفته نشد ! گفتم : به خدا قسم ، آنچه را گفتى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض خواهم كرد . سپس نزد آن حضرت رفتم و او را از جريان مطلع كردم . در اين حال رنگ چهره‌اش عوض شد ! سپس فرمود : خدا ، برادرم موسى را رحمت كند كه بيشتر از اين اذيت شد و صبر كرد . « 1 » ( 2 )

سهم بقيهء مردم

واقدى مىگويد : در مورد هديه‌هايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن روز به « مؤلفة لقلوبهم » داد ، اختلاف شده است كه آيا از خمس غنائم بوده است يا از اصل غنائم ، قبل از آنكه تخميس شود ؟ سپس در ادامه مىنويسد : قول درست‌تر آن است كه اين هديه‌ها از خمس غنائم بوده است . « 2 » آنگاه مىنويسد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به زيد بن ثابت دستور داد كه مردم و غنائم را سرشمارى كند . سپس آن را بين آنان تقسيم كرد . به هر پياده چهل گوسفند يا چهار شتر و به هر سواره دوازده شتر يا صد و بيست گوسفند رسيد . « 3 » اين قول ، تأييد مىكند كه هديه‌ها قبل از تخميس بوده است . ( 3 )

حيرت انصار و انتخاب آنها

مرحوم كلينى در كافى با سند خود از زراره از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند : انصار به خاطر توزيع نامساوى غنائم ناراحت شدند ، براى همين پيش سعد بن عباده جمع شدند . در اين حال رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از كنار آنها گذشت . سعد عرض كرد : اى پيامبر خدا ، آيا اجازه مىفرماييد صحبتى با شما داشته باشم ؟ فرمود : بله . عرض كرد : اگر دربارهء تقسيم اين غنائم ، چيزى را خدا نازل كرد و شما را بدان امر كرده است ، ما بدان راضى هستيم و الا ما بدان راضى نيستيم ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى جماعت انصار ، آيا همهء شما سخن همين آقايتان را مىگوييد ؟ عرض كردند : آقاى ما ، خدا و رسول او هستند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين سؤال را سه مرتبه تكرار كرد و هر بار انصار مىگفتند : آقاى ما خدا و رسول او هستند . سپس عرض كردند : بله يا رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ، ما نيز همين قول و نظر را داريم . « 4 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 949 و تفسير عياشى ، ج 2 ، 912 - 92 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 948 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 949 . ( 4 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 411 و تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 91 - 92 .