دلدل سوار شد « 1 » و دو زره و يك كلاهخود پوشيد و در ميان لشكريان خود حركت كرده و آنها را به جنگ تشويق مىكرد و به آنها بشارت مىداد كه اگر ثابت قدم و استوار باشند ، پيروز مىشوند . « 2 »
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شعار مهاجران را بنى عبد الرحمن و شعار أوس را بنى عبيد الله قرار داد و لشكر را خود خيل اللّه ناميد . « 3 » و از سهل بن حنظليّهء انصارى روايت كرده است : آن شب را تا سپيدهدم خوابيديم . در سپيدهدم آمادهء نماز شديم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از چادرش خارج شد و نماز را براى ما اقامه كرد . پس از آنكه نماز را سلام داد ، او را ديدم كه به لابلاى درختان نگاه مىكند . . . انيس بن ابى مرثد غنوى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را همراه عدهاى نگهبان آن شب قرار داده بود ، آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، تا سپيدهدم بيدار بودم و در اين مدت كسى را نديدم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : برو از اسب پياده شو . سپس فرمود : از عهدهء اين شخص برنمىآيد كه بعد از اين كارى را به او بسپاريم . « 4 »
( 1 )
عقبنشينى در ابتداى جنگ
واقدى از أنس بن مالك روايت مىكند : مقدمهء سپاه را سواره نظام بنى سليم تشكيل مىدادند و پس از آن اهل مكه قرار داشتند . پس از آنكه به درهء حنين رسيديم ، هوازن در ناحيهاى از آن مستقر شده بودند و ما هم پشت سر آنها مستقر شديم . در صبحگاه كه هنوز هوا خوب روشن نشده بود ، ناگهان گروههاى هوازن از شيارها و گودالهاى آن ناحيه بيرون آمدند و به طور دسته جمعى و به يكباره بر ما حمله كردند . به دنبال آن سواره نظام بنى سليم از هم پاشيده شد و عقبنشينى كردند . و به دنبال آنها ، اهل مكه و به تبع آنها همهء مردم عقب نشستند و به پشت سر خود هم نگاه نكردند . « 5 »
( 2 ) ابن اسحاق با سند خود از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت مىكند : هوازن قبل از ما به درهء حنين رسيده و در گودالها و شيارهاى آن مخفى شده بودند . ما پيش از آن كه منطقه را خوب بررسى كنيم در تاريكى صبح در منطقه پياده شديم كه ناگهان گروههاى هوازن به يكباره بر ما هجوم آوردند . لشكريان اسلام فرار كردند به طورى كه هيچ كدام به پشت سر خود نگاه نمىكردند . « 6 » طبرسى نيز در إعلام الورى اين را روايت كرده و افزوده است : مالك بن عوف جلو آمده و فرياد مىزد : محمد را به من نشان دهيد ! محمد
هامش
( 1 ) . در خبر عباس خواهد آمد كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بر قاطر شهباء سوار بود .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 897 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 903 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 894 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 897 .
( 6 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 85 و طبرسى در إعلام الورى ، ج 1 ، ص 230 .